در مطلب قبلي قول داده بوديم كه منبع ونويسنده آن را معرفي كنيم نوسنده مطلب گذشته علامه طبا طبائي بود كه در كتاب خود با عنوان" اسلام واجتماع" به آن پرداخته است نوشته هاي علامه طباطبائي از اين جهت حائز اهمييت است كه از صاحب نظران اسلامي ومفسران به نام فرآن مي باشد وتا حدودي مخالفين وموافقين به منابع اصلي ارتباط بر قرار مي كنند به نظر مي آيد اگر استدلال هاي علامه طبا طبائي را مورد توجه قرار دهيم هم مخاالفين وهم موافقين را از مراجعه به اشخاص جزء تر بي نياز مي كنيم چرا كه اگر مخالفان بتوانند نظر ايشان را رد بكنند فطعا نظرات افراد در سطح پائيين تر را رد مي كنند وبر عكس اگر موافقين بتوانند به خوبي از استدلالهاي وي بهره ببرند آنها نيز از مراجعه به نظرات ساير نظريه پردازان بي نياز خواهند بود با اين توصيف براي اينكه مورد انتقاد احتمالي موافقين قرار نگيريم كه اين تنها نظر اسلام نيست در پست بعدي نظرات آيتالله مطهري كه شاگرد ايشان مي باشد وبه نظر من با نظرات استادش تفاوتي نمي كند به جزء اينكه به بيان وزبان روز بيان كرده است، نيز بيان خواهيم كرد علامه طبا طبا ئي در ادامه بحث خود چنين مي گويد:
در جامعه هاي ديني نيزبيشتر از آنچه در جامعه هاي ديگر بود روي خوش بزنان نشان نمي دادندوحقوقي براي آنان قائل نبودند.
تورات فعلي يهود،زن را تلخ تر از معرفي نموده استواز كمال نا اميد مي شمارد.در مجمع روحاني فرانسه كه چند سال پيش از بعثت رسول گرامي اسلام(ص) منعقدشدروحانيان مسيحي پس ازبررسي كامل حال زنان-حكم صادر نمودند كه"زن انسان است ولي براي خدمت مرد آفريده شده است".
جهان آن روز در خصوص زن جز يك مشت افكارخرافي ونادرست ورفتار ظالمانه چيزي ديگرنداشت ومردم( حتي خود طبقه زن) براي اين طبقه مرتبه وحقي قائل نبودندواورا موجودي پست كه براي خدمتگزاري انسان شريف(يعني مرد) آفريده شده است مي دانستند.
اسلام با تمام قوا با اين افكار مخالفت كرده وبراي زن ارزشي به شرح زير قائل شد:
1-زن يك انسان واقعي است واز يك جفت انسان نر وماده آفريده شده وخصائص ذاتي انسان را دارد ودر مفهوميت انسان مرد را براوامتيازي نيست. خداي تعالي در كلام خود مي فرمايد:"يا اياالناس انا خلقناكم من ذكر وانثي" اي مردم ما شمارا ازنرومادهاي افريديم. سوره حجرات آيه 13.
وهمچنين مي فرمايد:"بعضكم من بعض" همه از جنس هم هستيد.
2- زن مانند مرد عضو كامل جامعه است وشخصيت حقوقي دارد.
3-زن چنانكه خويشاوندي طبيعي داردخويشاوندي رسمي قانوني نيز دارد.
4-زن استقلال فكري دارد ومي تواند درزندگي خود هر گونه تصميمي بگيرد ودر حدود شرعي به ميل خود شوهر كند وآزادانه بي آنكه تحت ولايت وسرپرستي پدر وشوهر باشد زندگي نمايد-وهر شغل مشروعي را كه بخواهد انتخاب كند.
5-زن استقلال عملي دارد وكار وكوشش او محترم است مي تواند مالك شود وثروت خويش را خود بدون سرپرستي ودخالت مرد اداره نمايد واز مال وحقوق فردي واجتماعي خويش دفاع كند ومي توانند بر نفع يا ضرر ديگران شهادت دهند،وجز درمسئله آميزش جنسي (كه در ان برطبق پيمان زنا شوئي بايد شوهر خود رااطاعت كند)هركار ديگري كه براي شوهر انجام دهد داراي ارزش است(يعني مي تواند از او دستمزد بگيرد)
6-مرد نسبت به زن حق هيچگونه تحكم وتعدي ندارد وهر تعدي كه در باره مردان فابل تعقيب است در باره زنان نيز قابل مجازات وتعقيب مي باشد
7-زن شخصيت معنوي ديني دارد واز سعادت اخروي محروم نيست(در حالي كه اغلب اديان ومذهب زن را مانند شيطان مي پندارندواورا از رحمت خداوندي نا اميد مي پندارند)
..................................
حداوند مي فرمايد "اني لا اضيع عما عامل منكم من ذكر وانثي" عمل نيك هيچ زن ومردي بدون پاداش باقي نمي ماند." سوره ال عمران آيه 195
ممكن است طبق آيه قرآن"........... ان اكرمكم عنالله اتقياكم"يك زن درسايه تقوي ودين به هزاران مرد امتاز وتقدم جويد.
يادآوري وقابل توجه دوستان گرامي اين مواردي است كه اسلام يا ديد مثبت به زن نگاه مي كند وارزش براي او قائل مي باشد اما مواردي است كه با صراحت بين زن ومرد تفاوت هائي نيز قائل شده است موارد تفاوتي بين زن ومرد از نظر اسلام را در پست هاي بعدي بعد از نظرات آيتالله مطهري بيان مي كنيم پس عجله نكنيد فعلا همين بحث وموارد را به نقد وبحث بكشانيد
