با سلام خدمت دوستان خودم ومراجعه کنندگان به این وبلاگ ،طبق وعده قبلی این پست را می بایست به جایگاه زن در ادیان ونهایتا جایگاه زن در اسلام اختصاص می دادم اما در حین مطالعه بایک متنی از یک نویسنده برخورد کردم که حیفم آمد با توجه به ارتباطی که با موضوع ما دارد از آن بگذرم گرچه ازنظر محتوائی تا حدودی این بحث را در دو پست قبلی مورد توجه قرار داده بودم اما به خاطر ویژگی خاص خودش مطلب این نویسنده را در دو بخش الف وب می آوریم نام نوسنده را در پست های بعدی خواهیم گفت خوشحال می شویم نام نویسنده را حدس بزنید یا اگر می شناسید پیشاپیش معرفی کنید.
الف :زن در جامعه دهقانی
درملتهاي باستاني كه روش اجتماعي آنان قانوني ياديني نبوده وتنها به اداب ورسوم قومي زندگي مي كردند زن انسان حساب نمي شد يلكه با وي رفتار يك حيوان اهلي را مي نمودند.
انسان از نخستين روزيكه حيوانات اهلي را يكي پس ازديگري اسير خود مي ساخت به تعليم وتربيتش مي پرداخت وبراي نگهداري واداره زندگي انها رنج هاي فراوني مي كشيد چرا كه مي خواست از گوشت وپوست وپشم وشير وازسواري وباركشي وديگر فوائد آنها بهره برداري كند از اين رو يراي بقاء وادامه حيات اين حيوانات وسائلي از قبيل خوراك ومسكن فراهم مي كرد ولي تحمل اين زحمات از روي دلسوزي نبود بلكه براي تامين منافع خويش به اين كار تن مي دادند. انسان از اين جانوران دفاع مي كرد-نمي گذاشت كسي آنان را بكشد يا به آنان آزار برساندواگر كسي نسبت به آنان تعدي مي كرد انتقام مي گرفت- ولي همه اين ها براي اين بودكه خود را مالك مي دانست ومي خواست حقوق خود را حفظ كند نه آنكه براي آن حيوانات حقوقي قائل بود. زنان را هم به همين ترتيب براي استفاده خود مي خواست.
زن را در جامعه نگاه مي داشت واز وي دفاع مي كردوكسي كه به او تجاوز مي كرد مجازات مي شد ولي نه براي اينكه انسان است يا عضوي از جامعه محسوب مي شود وحقوق و احترامي دارد،بلكه به خاطر اينكه زنده بماند تا بازيچه شهوت مردان شود وبراي اهل خانه يعني مردان غذا تهيه وآماده كند ودر اقوام ساحل نشين شكار كند باركشي كند-در خانه خدمت كندودر مواقع لزوم مخصوصا در قحطي ومهماني از گوشت وي تغذيه شود.
زن در خانه پدرهم همين حالت را داشت تا تحويل شوهر داده مي شد ولي نه به اختيار وانتخاب خودش بلكه مطابق دستورپدر وآن نيز در حقيقت يك نوع فروش بود نه پيمان ازدواج.زن در خانه پدر تابع پدر ودر خانه شوهر تابع شوهر بود ودر هر حال تحت نظارت صاحبخانه( شوهريا پدر) وبه دلخواه وي زندگي مي كرد.
خداوند خانه ميتونست آنرا بفروشد ياببخشد يا براي منظور هائي ازقبيل خوش گزراني، وزادن بچه ويا خدمت به كساني ديگر عاريه و قرض يا اجاره دهد،واگر از وي گناهي سرميزد حق داشت هرگونه مجازاتيكه كه صلاح بداند حتي كشتن را درباره وي اجرا كند بي آنكه كوچكترين مسئوليتي متوجه او باشد.
نكته:( به نظر شما در حال حاضر چقدر با اين موارد فاصله گرفتيم آيا رد پائي از اين حالت ها بازهم ديده مي شود؟)
ب:زن در جامعه هاي مترقي سلطنتي:
زن در جامعه هاي مترقي سلطنتي ومتمدن سلطنتي مثل ايران ومصر وهند وچين كه به دلخواه شاهان وقت اداره مي شد،همچنين در جامعه هاي متمدني مانند كلده وروم ويونان كه با با حكومت قانون زندگي مي كردند گرچه حال زن بهتر از جامعه هاي ديگر بود وبكلي از مالكيت محروم نمي شد اما باز آزادي كامل نداشت وسرپرست خانه اي كه در آن زن زندگي مي كرد مانند پدر يابرادربزرگتر يا شوهر بر وي حكومت مطلق داشت، يعني حق داشت وي را به عقد هركسي كه دوست دارد دربياورد يا عاريه يا اجاره يا ببخشد، ومي توانست(مخصوصا در صورت جرم)اورا بكشد يااز خانه بيرون كند.
