تبليغاتX
شناخت جامعه

شناخت جامعه

شناخت جامعه

در پست قبلي قول داده بودم نظرات آيت الله مطهري را در خصوص جايگاه زن در اسلام مطرح كنيم به نظر من نظرات شهيد مطهري الهام گرفته از استادش علامه طباطبائي است وتفاوتي باهم ندارند ولي به خاطر اينكه با زبان روز مطرح كرده واز طرفي براي اينكه بعضي از موافقين مذهبي خرده نگيرند شما تنها نظر علامه را مطرح كرده ايد لذا نظرات آقاي مطهري را به اختصار در باب مقام زن مطرح مي كنيم آقاي مطهري معتقد است كه اسلام سرشت وطينت زن ومرد را يكي مي داند وبين سرشت وطينت وذات آنها تفاوتي قائل نشده است وبراي ادعاي خود از آيه شماره يك سوره نساء استفاده كرده است "همه شما را از يك پدر آفريديم وجفت آن پدر رااز جنس خود او قرار داديم" وهمچنين درسوره نساء وسوره نحل وسوره روم آمده است:"خداوند از جنس خود شما براي شما همسر آفريد"

آقاي مطهري قائل هست كه در برخي از كتب مذهبي امده است كه زن ازمايه اي پست تر از مايه مرد آفريده شدوگفتند كه حوا از طرف چپ او آفريده شده است او اين موارد را رد مي كند ومي گويد چنين چيزي از نظر اسلام وجود ندارد" در اسلام نظريه تحقير آميزي نسبت به زن از لحاظ سرشت وطينت وجود ندارد" او هم چنين مي گويد:

" يكي ديگر از نظريات تحقير آميزي كه در گذشته وجود داشت ودر ادبيات جهان آثار نا مطلوبي به جا گذاشت اين است كه زن عنصر گناه است از وجود زن شر ووسوسه برمي خيزد زن شيطان كوچك است....هرگناه وجنايتي كه مردان مرتكب شده اند زني در آن دخالت داشته است......مرد درذات خود گناه مبراست واين زن است كه مرد را به گناه مي كشاند. مي گويند شيطان مستقيما در وجود مرد راه نمي يابد وفقط ازطريق زن است كه مردان را مي فريبد شيطان زن را وسوسه مي كند وزن مرد را. مي گويند آدم اول كه فريب شيطان را خورد از بهشت سعادت بيرون رانده شد,ازطريق زن بود, شيطان حوا را فريفت وحوا آدم را, مطهري در جواب اين بهتان ها به زن وبي احترامي ها مي گويد:

" قرآن نه حوا را به عنوان مسؤل اصلي معرفي مي كند ونه او را از حساب خارج مي كند قرآن مي گويد : به آدم گفتيم خودت وهمسرت در بهشت سكني گزينيد واز ميوه هاي آن بخوريد. قرآن انجا كه پاي وسوسه را به ميان مي كشد ضميرها را به شكل" تثنيه" مي آورد, ميگو.يد" فوسوس لهماالشيطان" شيطان آن دو را وسوسه كرد "فدلهما بغرور" شيطان آن دو (زن ومرد) را به فريب راهنمائي كرد" .فاسمهما اني لكما لمن الناصحين" يعني شيطان در برابر هر دو سوگند ياد كرد كه جز خير آنها را نمي خواهد.

به اين ترتيب قران با يك فكر رايج آن عصر وزمان كه هنوز هم در گوشه وكنار جهان بقايائي دارد , سخت به مبارزه پرداخت وجنس زن را از اين اتهام كه عنصر وسوسه وگناه وشيطان است مبرا كرد.

آيت الله مطهري در مقابل اين تفكر كه زن فاقد مقام معنوي است وزن به بهشت نمي رود, زن نمي تواند به مقامات معنوي والهي برسد مي گويد:" قرآن در آيات فراواني تصريح كرده است كه پاداش اخروي والهي مربوط به جنسيت نيست, به ايمان وعمل او مربوط مي شود ...قرآن خواسته است ...قهرمانان داستانها را منحصر به مردان ننمايد.

قرآن در باره مادر موسي مي گويد:كه ما به مادر موسي وحي كرديم كه كودك را شيربده وهنگامي كه برجان اوبيمناك شدي اوا به دريا بيفكن ونگران نباش كه ما اورا به سوي تو باز مي گردانيم

قرآن در باره مريم, مادر موسي , مي گويدكه كار او به آنجا كشيده شد بود كه در محراب عبادت همواره ملائكه با او سخن گفتند وگفت شنود مي كردند از غيب براي او روزي مي رسيد كارش از لحاظ معنوي آنقدر بالا گرفته بود كه پيغمبر زمانش را در حيرت فرو برده , اورا پشت سر گذاشته بودزكريا درمقابل او مات ومبهوت مانده بود.

يكي ديگر از نظريات تحقير آميز نسبت به زن اين بود كه چون زن را منشا فساد مي دونستند لذا ارتباط جنسي با زن را صلاح نمي دانستند ومجرد بودن را ترويج مي كردند مگر در موقع ناچاري بر عكس اسلام ازدواج را مقدس وتجرد را پليد شمرد (چرا كه به زنان خوشبين بود ) ودوست داشتن زن را جزء اخلاق انبياء معرفي كرد وگفت "من اخلاق الانبياء حب النساء"

برتراند راسل مي گويد: در همه آيينها نوعي بد بيني نسبت به به علاقه جنسي يافت مي شود مگر در اسلام , اسلام از نظر مصالح اجتماعي حدود ومقرراتي براي اين علاقه وضع كرده اما هرگز آن را پليد نشمرده است.

يكي از نظرات ديگري كه زن را تحقير مي كرد اين بود كه مي گفتند زن براي مرد آفريده شده است اما اسلام مي گويد:" هريك اززن ومرد براي همديگر آفريده شده اند" " هن لباس لكم وانتم لباس لهن" يعني زنان زينت وپوششي هستند يراي شما وشما زينت وپوششي براي آنها. سوره بقره آيه 187

يكي ديگر از نظراتي كه زن را تحقير مي كرد اين بود كه مي پنداشتند سهم زن در توليد فرزند بسيار ناچيز هست , اعراب جاهليت وبعضي از ملل ديگر " مادر" را فقط به منزله ظرفي مي دانستند كه نطفه مرد را -كه بذر اصلي فرزند ايت- در داخل خود نگه مي دارد ورشد مي دهد. در قرآن آياتي كه مي گويد شما را از مرد وزني آفريديم وبرخي آيات ديگر كه در تفاسير توضيح داده شده است به اين طز تفكر پايان داده شده است.

آقاي مطهري در پايان اين بحث نتيجه مي گيرد:

از آنچه كه گفته شد معاوم شد اسلام از نظر فكر فلسفي واز نظر تفسيرخلقت , نظر تحقير آميزي نسبت به زن نداشته است بلكه آن نظريات را مرذوذ شناخته است.

يادآوري:

چنانچه در پست قبلي بيان كرديم اين موارد مربوط به منزلت ومقام زن در اسلام مي باشد اما مباحثي وجود دارد كه جنبه حقوقي دارد مثل شهادت دو زن در مقابل يك مرد و كم بودن بهره ارث زن و....مواردي است كه در پست بعدي به آنها خواهيم پرداخت.

منبع اين پست: كتاب نظام حقوق زن در اسلام نوشته مرتضي مطهري.انتشارات صدرا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 1:21  توسط محمد  | 

در مطلب قبلي قول داده بوديم كه منبع ونويسنده آن را معرفي كنيم نوسنده مطلب گذشته علامه طبا طبائي بود كه در كتاب خود با عنوان" اسلام واجتماع" به آن پرداخته است نوشته هاي علامه طباطبائي از اين جهت حائز اهمييت است كه از صاحب نظران اسلامي ومفسران به نام فرآن مي باشد وتا حدودي مخالفين وموافقين به منابع اصلي ارتباط بر قرار مي كنند به نظر مي آيد اگر استدلال هاي علامه طبا طبائي را مورد توجه قرار دهيم هم مخاالفين وهم موافقين را از مراجعه به اشخاص جزء تر بي نياز مي كنيم چرا كه اگر مخالفان بتوانند نظر ايشان را رد بكنند فطعا نظرات افراد در سطح پائيين تر را رد مي كنند وبر عكس اگر موافقين بتوانند به خوبي از استدلالهاي وي بهره ببرند آنها نيز از مراجعه به نظرات ساير نظريه پردازان بي نياز خواهند بود با اين توصيف براي اينكه مورد انتقاد احتمالي موافقين قرار نگيريم كه اين تنها نظر اسلام نيست در پست بعدي نظرات آيتالله مطهري كه شاگرد ايشان مي باشد وبه نظر من با نظرات استادش تفاوتي نمي كند به جزء اينكه به بيان وزبان روز بيان كرده است، نيز بيان خواهيم كرد علامه طبا طبا ئي در ادامه بحث خود چنين مي گويد:

در جامعه هاي ديني نيزبيشتر از آنچه در جامعه هاي ديگر بود روي خوش بزنان نشان نمي دادندوحقوقي براي آنان قائل نبودند.

تورات فعلي يهود،زن را تلخ تر از معرفي نموده استواز كمال نا اميد مي شمارد.در مجمع روحاني فرانسه كه چند سال پيش از بعثت رسول گرامي اسلام(ص) منعقدشدروحانيان مسيحي پس ازبررسي كامل حال زنان-حكم صادر نمودند كه"زن انسان است ولي براي خدمت مرد آفريده شده است".

جهان آن روز در خصوص زن جز يك مشت افكارخرافي ونادرست ورفتار ظالمانه چيزي ديگرنداشت ومردم( حتي خود طبقه زن) براي اين طبقه مرتبه وحقي قائل نبودندواورا موجودي پست كه براي خدمتگزاري انسان شريف(يعني مرد) آفريده شده است مي دانستند.

اسلام با تمام قوا با اين افكار مخالفت كرده وبراي زن ارزشي به شرح زير قائل شد:

1-زن يك انسان واقعي است واز يك جفت انسان نر وماده آفريده شده وخصائص ذاتي انسان را دارد ودر مفهوميت انسان مرد را براوامتيازي نيست. خداي تعالي در كلام خود مي فرمايد:"يا اياالناس انا خلقناكم من ذكر وانثي" اي مردم ما شمارا ازنرومادهاي افريديم. سوره حجرات آيه 13.

وهمچنين مي فرمايد:"بعضكم من بعض" همه از جنس هم هستيد.

2- زن مانند مرد عضو كامل جامعه است وشخصيت حقوقي دارد.

3-زن چنانكه خويشاوندي طبيعي داردخويشاوندي رسمي قانوني نيز دارد.

4-زن استقلال فكري دارد ومي تواند درزندگي خود هر گونه تصميمي بگيرد ودر حدود شرعي به ميل خود شوهر كند وآزادانه بي آنكه تحت ولايت وسرپرستي پدر وشوهر باشد زندگي نمايد-وهر شغل مشروعي را كه بخواهد انتخاب كند.

5-زن استقلال عملي دارد وكار وكوشش او محترم است مي تواند مالك شود وثروت خويش را خود بدون سرپرستي ودخالت مرد اداره نمايد واز مال وحقوق فردي واجتماعي خويش دفاع كند ومي توانند بر نفع يا ضرر ديگران شهادت دهند،وجز درمسئله آميزش جنسي (كه در ان برطبق پيمان زنا شوئي بايد شوهر خود رااطاعت كند)هركار ديگري كه براي شوهر انجام دهد داراي ارزش است(يعني مي تواند از او دستمزد بگيرد)

6-مرد نسبت به زن حق هيچگونه تحكم وتعدي ندارد وهر تعدي كه در باره مردان فابل تعقيب است در باره زنان نيز قابل مجازات وتعقيب مي باشد

7-زن شخصيت معنوي ديني دارد واز سعادت اخروي محروم نيست(در حالي كه اغلب اديان ومذهب زن را مانند شيطان مي پندارندواورا از رحمت خداوندي نا اميد مي پندارند)

..................................

حداوند مي فرمايد "اني لا اضيع عما عامل منكم من ذكر وانثي" عمل نيك هيچ زن ومردي بدون پاداش باقي نمي ماند." سوره ال عمران آيه 195

ممكن است طبق آيه قرآن"........... ان اكرمكم عنالله اتقياكم"يك زن درسايه تقوي ودين به هزاران مرد امتاز وتقدم جويد.

يادآوري وقابل توجه دوستان گرامي اين مواردي است كه اسلام يا ديد مثبت به زن نگاه مي كند وارزش براي او قائل مي باشد اما مواردي است كه با صراحت بين زن ومرد تفاوت هائي نيز قائل شده است موارد تفاوتي بين زن ومرد از نظر اسلام را در پست هاي بعدي بعد از نظرات آيتالله مطهري بيان مي كنيم پس عجله نكنيد فعلا همين بحث وموارد را به نقد وبحث بكشانيد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 2:25  توسط محمد  | 

با سلام خدمت دوستان خودم ومراجعه کنندگان به این وبلاگ ،طبق وعده قبلی این پست را می بایست به جایگاه زن در ادیان ونهایتا جایگاه زن در اسلام اختصاص می دادم اما در حین مطالعه بایک متنی از یک نویسنده  برخورد کردم که حیفم آمد با توجه به ارتباطی که با موضوع ما دارد از آن بگذرم گرچه ازنظر محتوائی تا حدودی این بحث را  در دو پست قبلی مورد توجه قرار داده بودم اما به خاطر ویژگی خاص خودش مطلب این نویسنده را در دو بخش الف وب می آوریم نام نوسنده را در پست های بعدی خواهیم گفت خوشحال می شویم نام نویسنده را حدس بزنید یا اگر می شناسید پیشاپیش معرفی کنید.

 الف :زن در جامعه دهقانی

درملتهاي باستاني كه روش اجتماعي آنان قانوني ياديني نبوده وتنها به اداب ورسوم قومي زندگي مي كردند زن انسان حساب نمي شد يلكه با وي رفتار يك حيوان اهلي را مي نمودند.

انسان از نخستين روزيكه حيوانات اهلي را يكي پس ازديگري اسير خود مي ساخت به تعليم وتربيتش مي پرداخت وبراي نگهداري واداره زندگي انها رنج هاي فراوني مي كشيد چرا كه مي خواست از گوشت وپوست وپشم وشير وازسواري وباركشي وديگر فوائد آنها بهره برداري كند از اين رو يراي بقاء وادامه حيات اين حيوانات وسائلي از قبيل خوراك ومسكن فراهم مي كرد ولي تحمل اين زحمات از روي دلسوزي نبود بلكه براي تامين منافع خويش به اين كار تن مي دادند. انسان از اين جانوران دفاع مي كرد-نمي گذاشت كسي آنان را بكشد يا به آنان آزار برساندواگر كسي نسبت به آنان تعدي مي كرد انتقام مي گرفت- ولي همه اين ها براي اين بودكه خود را مالك مي دانست ومي خواست حقوق خود را حفظ كند نه آنكه براي آن حيوانات حقوقي قائل بود. زنان را هم به همين ترتيب براي استفاده خود مي خواست.

زن را در جامعه نگاه مي داشت واز وي دفاع مي كردوكسي كه به او تجاوز مي كرد مجازات مي شد ولي نه براي اينكه انسان است يا عضوي از جامعه محسوب مي شود وحقوق و احترامي دارد،بلكه به خاطر اينكه زنده بماند تا بازيچه شهوت مردان شود وبراي اهل خانه يعني مردان غذا تهيه وآماده كند ودر اقوام ساحل نشين شكار كند باركشي كند-در خانه خدمت كندودر مواقع لزوم مخصوصا در قحطي ومهماني از گوشت وي تغذيه شود.

زن در خانه پدرهم همين حالت را داشت تا تحويل شوهر داده مي شد ولي نه به اختيار وانتخاب خودش بلكه مطابق دستورپدر وآن نيز در حقيقت يك نوع فروش بود نه پيمان ازدواج.زن در خانه پدر تابع پدر ودر خانه شوهر تابع شوهر بود ودر هر حال تحت نظارت صاحبخانه( شوهريا پدر) وبه دلخواه وي زندگي مي كرد.

خداوند خانه ميتونست آنرا بفروشد ياببخشد يا براي منظور هائي ازقبيل خوش گزراني، وزادن بچه ويا خدمت به كساني ديگر عاريه و قرض يا اجاره دهد،واگر از وي گناهي سرميزد حق داشت هرگونه مجازاتيكه كه صلاح بداند حتي كشتن را درباره وي اجرا كند بي آنكه كوچكترين مسئوليتي متوجه او باشد.

نكته:( به نظر شما در حال حاضر چقدر با اين موارد فاصله گرفتيم آيا رد پائي از اين حالت ها بازهم ديده مي شود؟)

ب:زن در جامعه هاي مترقي سلطنتي:

زن در جامعه هاي مترقي سلطنتي ومتمدن سلطنتي مثل ايران ومصر وهند وچين كه به دلخواه شاهان وقت اداره مي شد،همچنين در جامعه هاي متمدني مانند كلده وروم ويونان كه با با حكومت قانون زندگي مي كردند گرچه حال زن بهتر از جامعه هاي ديگر بود وبكلي از مالكيت محروم نمي شد اما باز آزادي كامل نداشت وسرپرست خانه اي كه در آن زن زندگي مي كرد مانند پدر يابرادربزرگتر يا شوهر بر وي حكومت مطلق داشت، يعني حق داشت وي را به عقد هركسي كه دوست دارد دربياورد يا عاريه يا اجاره يا ببخشد، ومي توانست(مخصوصا در صورت جرم)اورا بكشد يااز خانه بيرون كند.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:7  توسط محمد  |