تبليغاتX
شناخت جامعه

شناخت جامعه

شناخت جامعه

سلام برهمه دوستان

با تشکر از همه دوستانی که محبت داشتند وبه ما سر می زدند وما را از نظرات ونقد های خوب خودشون بهره مند می نمودند.

به اطلاع دوستان خوب خودم می رسانم  با توجه به ایام آزمونهای کارشناسی،کارشناسی ارشد ودکتری برای مدت کوتاهی (تا بعد از آزمونها ) در خدمت شما نخواهیم بود.

در ضمن اگر دوستان پیامی داشته باشند سعی می کنم چند وقت یک بار دریافت نمایم

 البته اگه یک وقت سر کله ما پیدا شد ودر وبلاگتان هم نظری دادیم تعجب نکنید.

احتمالا زمان برگشتم از نیمه دوم اسفند ۸۵باشد

خداحافظ دوستان

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 23:28  توسط محمد  | 

 

تفاوت جنسیتی زن ومرد

يكي از مباحثي كه در بحث تفاوت زن ومرد بايد مورد توجه قرار گيرد رشد جنسيت مي باشد . منظور از رشد جنسيت اين هست كه دختر وپسر چگونه ازجنسيت خود اگاه مي شوند وچگونه به عنوان يك دختر يا يك پسر نقش خود را ايفا مي كنند.سه نظريه اصلي راجع به رشد جنسيت وجود دارد :

1-نظريه شناخت مبتني بر رشد.

2- نظريه ياد گيري اجتماعي.

3-نظريه روان كاوي.

در نظريه اول اعتقاد بر اين است كه كه جنسيت,مبتني بر جنس تناسلي وبنا برويژگي فيزيكي افراد است . كودكان يرخي از مسائل را براي هميشه ياد مي گيرند وبا آن رشدمي كنند ورشد آنها مستلزم ياد گيري تدريجي ديدگاه بزرگسلان است مثلا ياد مي گيرند كه آتش داغ وسوزنده است ويخ سرد است. به همين شكل نيز ياد مي گيرند كه دختر هستند يا پسر و همزمان با اين ياد گيري رشد مي كنند ومتناسب با رشدشان رفتار هاي زنانه يا مردانه از خود نشان مي دهندمثلا دختر يا پسر در سن 2الي 3 سالگي مي فهمند كه دختر يا پسر هستند در حالي كه در اين سن هنوز نمي فهمد كه جنسيت بر اساس عوامل فيزيكي است وهنوز هم نمي داند جنسيت تغيير ناپذير مي باشد ولي جنسيت خود را مي شناسد چون اموزش ديده است همان گونه كه راجع به چيز هاي خطر وبي خطر اموزش مي بيند. ولي همين فرد در سن شش سالگي مي داند كه جنسش دختر يا پسر هست ولي تغير هم نمي كند وبراي هميشه به اين عنوان شناخته خواهد شد بنا براين به تدريج رشد مي كند واطلاعات بيشتري نسبت به جنسيت خودش پيدا مي كند ورفتار خودش را با جنسيت خودش تنظيم مي كند زيرا از طرف والدين در قبال رفتارش تشويق مي شود.

معتقدان نظريه دوم بر آنند كه يادگيري نقش هاي جنسيتي ازطريق مشاهده وسپس از راه تقليد صورت مي گيرد. والدين نقش بسيار مهمي در اين باره دارند زيرا زمان زيادي را با فرزندان سپري مي كنند والدين وبزرگسالان ديگر در برخورد متقابل با زن ومرد ميان آنها فرق مي گذارند. كودك بر چسب "پسر"يا"دختر را متناسب بارفتاري كه پاداش مي گيرد مي اموزد وياد مي گيرد آن بر چسب را به خود هم بزند وبراي آن ارزش مثبت قائل شود. بنا براين نظريه هويت جنسيتي پس از جا افتادن رفتار مبتني بر نقش جنسيتي شكل مي گيرد واين در سن معيني رخ نمي دهد.

نظريه سوم يا همان نظريه روان كاوي مبتني بر اثار فرويد مي باشد كه معتقد است كه آگاهي كودك از رفتار ميان اندام تناسلي پسر ودختردر شكل گيري هويت جنسيتي او نقش اساسي دارد.اين اگاهي با عث رويا پردازي دختر يا پسر در باره جنس خود مي شود ودر نتيجه با الگو برداري وهم ذات پنداري با والدين خودنقش جنسيتي ودر نهايت هويت جنسيتي خود را مي شناسند وتعريف مي كنند.

نتيجه گيري اينكه:

هر سه نظريه به مفهوم هم ذات پنداري والگوبرداي از والدين مي پردازند.

هر سه نظريه معتقدند كه والدين تاثير مهمي بر كودك دارند.

حالا نظر شما در اين باره چيست ؟

به نظر شما نظريه دوم واول چه تفاوتي با هم دارند؟.

به نظر شما فيمينيست ها كدوم نظريه را قبول دارند؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 0:57  توسط محمد  | 

در دو مطلب گذشته به تفاوت زيست شناختي زن ومرد پرداختيم . اين تفاوت ها زيادند وهر موردي بحث مفصل خود را مي طلبد. از آنجائي كه تا حدودي همه- تفاوت بيولوژي موجود در دوجنس را پذيرفته اند لذا در اينجا فقط به عناوين تفاوت هاي موجود اشاره مي كنيم وويژگي هاي بيولوژي هر يك ازدوجنس را به اختصاص نام مي بريم با اجا زه شما موقتا از دو واژه نر و ماده استفاده مي كنيم:

ويژگي هاي زيسست شناختي نرها:

1-داشتن بدني قوي تر اما آسيب پذير تر2.-اتكاء بيشتر به خود.3-حادثه جو.4- پرخاشگر.5-جاه طلب ورقابت جو5- داراي استعداد فضائي بالا6-داراي استعداد عددي بيشتر7-داراي استعداد مكانيكي بيشتر.8-به احتمال زياد دنيا خود را بيشتر بر حسب اشياء-افكار وتئوري ها تفسير مي كنند.

ويژگي زيسست شناختي ماده ها:

1- از نظر بدني زودتر رشد مي كنند2.- از نظر روانشناختي زود تر به بلوغ مي رسند.3- مهارت كلامي شان زود تر شكل مي یاد3- در مهارت كلامي تخصص بيشتري دارند.4-به جاي پرخاشگري به تسهيل ايجاد ارتباط همت مي گمارند.5-بيشتر به امر پرورش مي پردازند.6-روحيه معاشرتي بالائي دارند.7-به جاي آسيب پذيري ثابت قدمتر مي باشند.8- به احتمال زياد دنياي خود را برحسب اشخاص-اخلاق و زيبا شناسي تفسير مي كنند.

نتيجه اينكه ويژگي هاي فوق براي هر يك از جنس ها احتمالا منجر به فايده ها وارزش هاي زير بشود:

_تطابق ماده وروحيه معاشرتي آن وويژگي ثابت قدمي اش منشا قابل اطميناني براي پرورش كودك مي شود ودر يك كلمه در جامعه پذيري آنان نفش ارزنده اي ايفاء مي كند.

_ويژگي نر براي تهيه منابع غذا- اكتشاف و.... سودمند خواهد بود.

_ در كنار ويژگي هاي مطرح شده فوق وبر اساس شالوده زيستي دوجنس ,تعداد زيادي از عوامل فرهنگي واجتماعي از همان لحظه تولد اثر مي كنند. يعني اينكه هر كدوم از نرها و ماده ها بر اساس ويژگي هاي زيست شناختي خود رفتار هائي را به فرزندان خود منتقل مي كننداما از آنجائي كه اين كوكان از قبل جنسيتشان متمايز مي باشد زمينه پذيرش رفنار ها را دارند ومتناسب وجنسيت خود رفتار ها را مي پذيرند ولي در كنار همه اين موارد جامعه وفرهنگ هم تاثير گذاري خود را تشديد مي كند اينجاست كه زيسست شناختي ونو آوري جامعه تعارض پيدا مي كنند.

 در همینجا به بحث زیسست شناختی پایان می دهیم وکم کم در آینده به بحث تفاوت اجتماعی زن ومرد وحقوق اجتماعی آ نان خواهیم پرداخت.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 1:14  توسط محمد  |