در پست هاي قبلي با بيان مثال هاي متفاوت، نسبي بودن مسائل اجتماعي را مطرح نموديم دراين پست سعي مي كنيم نظر اسلام را در اين باره به صورت خلاصه بيان كنيم.قرآن كريم در سوره انعام آيه ۱۰۸ مي فرمايد: وزينا لكل امه عملهم يعني براي هرامتي عملش را براي خودشان زيبا قرار داديم آيت الله مطهري يكي از نظريه پردازان اسلامي شيعه در تفسير اين آيه در كتاب مقدمه اي بر جهان بيني اسلامي جلد پنجم بخش تاريخ وجامعه چنين مي نويسد:
اين آيه دلالت ميكندكه يك امت شعور واحد،معيار هاي خاص،طرز تفكر خاص پيدا مي كند وفهم وشعور وادراك هر امتي مخصوص خود آن است. هر امتي با معيار هاي خاصي قضاوت مي كند(لا اقل در مسائل مربوط به ادراكات عملي).هر امتي ذوق وذائقه ادراكي خاص دارد ،بسا كار ها كه در ديده امتي زيبا ودر ديده امتي ديگر نا زيباست.جواجتماعي امت است كه ذائقه ادراكي افراد خود را اينچنين مي سازد.
از گفته هاي آيت الله مطهري در تفسير آيه مزبور وظاهر آيه مي توان نتيجه كه گرفت نسبي بودن در خصوص بعضي از مسائل از نظر اسلام پذرفته شده است وهمچنين در خصوص اهميت تفاوت فرهنگي از نظر اسلام نيز مي توان به آيه ۱۳ سوره حجرات اشاره نمود كه مي فرمايد: يا ايهاالناس انا خلقناكم من ذكر وانثي وجعلناكم شعوبا وقبائل لتعارفوا ان اكرمكم عندالله اتقياكم. آيت الله مطهري در كتاب مزبور مي نويسد:......اين مي رساند كه گروه بندي مردم به شعوب وقبائل امري طبيعي والهي است مانند تقسيم شدن آن ها به مرد وزن.اين جهت مي رساند كه اسلام همچنانكه طرفداره رابطه زن ومرد هست نه محو جنسيت وآثار آن، طرفدار رابطه ميان ملت ها بر اساس تساوي آنهاست نه طرفدار محو مليت ها ......مليت در برابر مليت هاي ديگر شخصيت خود را متبلور مي سازد وجان مي گيرد.
بنا براين از ظاهر آيه وتفسير مطرح شده به نوعي بيانگر پذيرش تفاوت فرهنگي از نظر اسلام است تفاوت فرهنگي كه از آن به عنوان (تعارف) يعني شناخت وبازشناسي ملتها نسبت به يك ديگر ياد شده است به عبارتي يك ملت تنها در برابر ملت ديگر به شناخت خود نائل مي آيد.
با اين توصيف همه مسائل وموارد اجتماعي وغير اجتماعي از نظر اسلام جنبه نسبي ندارد واين گونه نيست كه مثل بعضي آن قدر در نسبي گرائي غرق شده باشند تا جائي كه طرز تفكر رياضي را تحت تاثير سبك خاص هر فرهنگ قرار دهند .در نتيجه برخي از مسائال از نظر اسلام نسبي بودن انان پذيرفته مي باشد وبرخي از مسائل نسبي بودن آنان پذرفته نمي باشد آيت الله مطهري در اين باره مي گويد : آنچه نسبي است علوم وادراكات اعتباري وعملي است. اين ادراكات است كه در فرهنگ هاي محتلف بر حسب شرايط مختلف زماني ومكاني،مختلف است واين ادراكات است كه واقعيتي ما وراي خود كه از انها باشد، ندارند. اما علوم وادراكات وانديشه هاي نظري كه فلسفه وعلوم نظري را انسان را ميسازند، همچون اصول جهان بيني مذهب واصول اوليه اخلاق،اصولي ثابت ومطلق وغير نسبي هستند.
احتمالا آ نهائي كه پست هاي قبلي ومطالب قبلي را مطالعه وپي گيري نمودنند همچنان دنبال اين پاسخ هستند كه بالاخره نظر اسلام در مورد نسبي بودن مسائل اخلاقي نظير نسبي بودن زيبائي ، نسبي بودن مهريه، نسبي بودن روابط زن ومرد چيست؟ اين مسئله اي است كه در پست بعدي به آن مي پردازيم.
منابع وآخذ اين پست:
۱ـ كتاب مقدمه اي بر جهان بيني اسلامي جلد پنجم(جامعه وتاريخ).نوشته آيت الله مطهري.
۲ـكتاب تكامل اجتماعي نوشته آيتالله مطهري.
۳-كتاب مراحل اساسي انديشه در جامعه شناسي .نوشته ريمون آرون.