تبليغاتX
شناخت جامعه

شناخت جامعه

شناخت جامعه

در پست های قبل این سوال را مطرح کردیم بلاخره از نظر اسلام  نسبیت اخلاقی ورفتاری چگونه هست ؟گفته شد ه از نظر اسلام برخی موارد نسبی وبرخی موارد نسبی نیستند آیت الله مطهری مسائل رفتاری وعملی را نسبی می دانستند ومسائل ذهنی -اخلافی وعقیدتی را نسبی نمی دانستند در این باره  مطالب بیشتری را از ایشان نقل می کنیم او در این باره به این گفنه معروف اشاره می کندکه فرزندان خود را مثل خودتوتون تربیت نکنید چون زمانه شما با زمانه آنان فرق می کند چیز هائی در زمان جوانی شما عادت وپسندیده بود که ممکن هست در زمان جوانی آنها پسندیده (مد) نباشد اقای مطهری می گوید این گفته منتسب به امام علی (ع) است  ولی هرچه بررسی کردیم جائی ندیدیم که واقعا این حدیث از امام علی (ع) بیان شده باشد در ادامه می افزاید اصل این گفته متعلق به سقراط هست چون سقراط اخلاق را نسبی می دانست ومنشا خوبی وبدی را عقل می داند هر چه را در یک زمانی عقل درست بداند ولی در زمان دیگر همون چیز را بد بداند باید بر اساس اون تشخیص زمانی عقل عمل کنیم      مطهری این را قبول ندارد معتقد هست اگر یک چیزی را عقل خوب تشخیص بدهد غیر ممکن هست در زمان دیگه بد شود اگر چنین باشد تشخیص عقلانی نیست . او برای تبیین نسبیت اخلاقی مثالی می زند ودر ادامه نسبیت اخلاقی را  رد می کنداو می گوید :

در مورد مسئله حجاب وبی حجابی زن ،ذوق ها وسلیقه های ملل فرق می کند. ملتی که از اول تربیتشان اینطور بوده که که زنهاشون با حجاب باشند،بی حجابی رازشت می دانند واگر دختری  از دخترانشان ویا زنی از زنانشان را رویش را باز گذاشته باشد  می گویند کار زشتی مرتکب شده است.خود همین زنها هم می گویند کار زشتی است. ملت دیگر ملتی است که از اول اصلا حجاب را ندیده است ...... اگر کسی بدنش را بپوشاند احساس زشتی میکند.... واگر زنی بخواهدخودش را بپوشاند ،این عمل،یک امر زشت وبد ومستهجنی به شمار می رود. یعنی درمکانهای مختلف فرق می کند. وهمین طور در زمان های مختلف.پس معلوم می شود {از نظر یک عده}که حسن وقبح(بدوخوب) پایه اخلاق هست ثبات ندارد،یک نواخت نیست،متغیراست، نسبی است،در مکان های متفاوت وزمان های متفاوت فرق می کند پس زشتی وزیبائی پایه قطعی ندارد.

آیت الله مطهری از گفته های فوق نتیجه می گیرد که دوتا مقدمه و دومطلب در مطالب فوق وجود دارد  یکی اینکه  پایه اخلاقی زشتی وخوبی وحسن وقبح است ودیگر اینکه این زشت وزیبائی جنبه نسبی دارد. اومعتقد هست هر دو این مقدمه ومطلب غلط است وصحیح نمی باشد. زیرا  از نظر او"اساسااین حرف غلط است که اخلاق برپایه حسن وقبح هست"....."معنای اخلاق نظام دادن به غرایز هست چناچه طب نظام دادن قوای بدنی است،اخلاق نظام دادن قوای روحی است ،پایه طب بر حسن وقبح عقلی نیست ،پایه اخلاق هم بر حسن وقبح عقلی نیست."......."اساس اخلاق سلامت روان است. سلامت روان مثل سلامت بدن ربطی به حسن وقبح ندارد،روان باید سلامتی  داشته باشدهمان گونه که بدن نیاز به ورزش دارد .روان انسان هم احتتاج دارد به تقویت وورزش."

ادامه دارد

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 0:9  توسط محمد  | 

در پست هاي قبلي با بيان مثال هاي متفاوت، نسبي بودن مسائل اجتماعي را مطرح نموديم دراين پست سعي مي كنيم نظر اسلام را در اين باره به صورت خلاصه بيان كنيم.قرآن كريم در سوره انعام آيه ۱۰۸ مي فرمايد: وزينا لكل امه عملهم يعني براي هرامتي عملش را براي خودشان زيبا قرار داديم آيت الله مطهري يكي از نظريه پردازان اسلامي شيعه در تفسير اين آيه در كتاب  مقدمه اي بر جهان بيني اسلامي جلد پنجم بخش تاريخ وجامعه چنين مي نويسد:

اين آيه دلالت ميكندكه يك امت شعور واحد،معيار هاي خاص،طرز تفكر خاص پيدا مي كند وفهم وشعور  وادراك هر امتي مخصوص خود آن است. هر امتي با معيار هاي خاصي قضاوت مي كند(لا اقل در مسائل مربوط به ادراكات عملي).هر امتي ذوق وذائقه ادراكي خاص دارد ،بسا كار ها كه در ديده امتي زيبا ودر ديده امتي ديگر نا زيباست.جواجتماعي امت است كه ذائقه ادراكي افراد  خود را اينچنين مي سازد.

از گفته هاي آيت الله مطهري در تفسير آيه مزبور وظاهر آيه  مي توان نتيجه كه گرفت نسبي بودن در خصوص بعضي از مسائل از نظر اسلام پذرفته شده است وهمچنين در خصوص اهميت تفاوت فرهنگي از نظر اسلام نيز مي توان به آيه ۱۳ سوره حجرات اشاره نمود كه مي فرمايد: يا ايهاالناس انا خلقناكم من ذكر وانثي وجعلناكم شعوبا وقبائل لتعارفوا ان اكرمكم عندالله اتقياكم.  آيت الله مطهري در كتاب مزبور مي نويسد:......اين مي رساند كه گروه بندي مردم به  شعوب وقبائل امري طبيعي والهي است مانند تقسيم شدن آن ها به مرد وزن.اين جهت  مي رساند كه اسلام همچنانكه طرفداره رابطه زن ومرد هست نه محو جنسيت وآثار آن، طرفدار رابطه ميان ملت ها بر اساس تساوي آنهاست نه طرفدار محو مليت ها ......مليت در برابر مليت هاي ديگر شخصيت خود را متبلور مي سازد وجان مي گيرد.

بنا براين از ظاهر آيه وتفسير مطرح شده به نوعي بيانگر پذيرش تفاوت فرهنگي از نظر اسلام است تفاوت  فرهنگي كه از آن به عنوان (تعارف) يعني شناخت وبازشناسي ملتها نسبت به يك ديگر ياد شده است  به عبارتي يك ملت تنها  در برابر ملت ديگر به شناخت خود نائل مي آيد.

 با اين توصيف همه مسائل وموارد اجتماعي وغير اجتماعي  از نظر اسلام جنبه نسبي ندارد واين گونه نيست كه مثل بعضي آن قدر در نسبي گرائي غرق شده باشند تا جائي كه طرز تفكر رياضي را تحت تاثير سبك خاص هر فرهنگ قرار دهند .در نتيجه برخي از مسائال از نظر اسلام نسبي بودن انان پذيرفته مي باشد وبرخي از مسائل نسبي بودن آنان  پذرفته نمي باشد آيت الله مطهري در اين باره مي گويد : آنچه نسبي است علوم وادراكات اعتباري وعملي است. اين ادراكات است كه در فرهنگ هاي محتلف  بر حسب شرايط مختلف زماني ومكاني،مختلف است واين ادراكات است كه واقعيتي ما وراي خود كه از انها باشد، ندارند. اما علوم وادراكات وانديشه هاي نظري كه فلسفه وعلوم  نظري را انسان را ميسازند، همچون اصول جهان بيني مذهب واصول اوليه اخلاق،اصولي ثابت ومطلق وغير نسبي هستند.

احتمالا آ نهائي كه پست هاي قبلي ومطالب قبلي را مطالعه وپي گيري نمودنند همچنان دنبال اين پاسخ هستند كه بالاخره نظر اسلام در مورد نسبي بودن مسائل اخلاقي نظير نسبي بودن زيبائي ، نسبي بودن مهريه، نسبي بودن روابط زن ومرد چيست؟ اين مسئله اي است كه در پست بعدي به آن مي پردازيم.

منابع وآخذ اين پست:

۱ـ كتاب مقدمه اي بر جهان بيني اسلامي جلد پنجم(جامعه وتاريخ).نوشته آيت الله مطهري.

۲ـكتاب  تكامل اجتماعي نوشته آيتالله مطهري.

۳-كتاب مراحل اساسي انديشه در جامعه شناسي .نوشته ريمون آرون.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 22:31  توسط محمد  | 

با مروری به پست های قبلی وبحث نسبی بودن مسائل اجتما عی این سوال مطرح می شود با توجه به تعدد فرهنگ ها ونسبی بودن انها به هر حال خوب وبد را چگونه تشیخص بدهیم وتکلیف چیست؟برای بسط بیشتر بحث گفته های گیدنز را که یکی از جامعه شناسان معروف معاصر می باشد نقل می کنیم او می گوید:

گوناگونی فرهنگ ها بسیار چشمگیر است. ارزش ها وهنجار های رفتار از فرهنگی به فر هنگ دیگر متفاوت می باشد......... در غرب، ما به خوردن صدف عادت داریم ...یهودیان گوشت خوک را نمی خورند حال انکه هندوها گوشت خوک را می خورند اما از خوردن گوشت گاو خودداری می کنند غربیها بوسیدن را به عنوان یک جزءطبیعی رفتار جنسی تلقی می کنند اما در بسیاری از فرهنگ ها ی دیگر این امر ناشناخته یا نفرت انگیز پنداشته می شود.

خلاصه اینکه از نظر گیدنز همه این ویژگی های گوناگون رفتار جنبه های تفاوت های فرهنگی گستر ده ای هستند که جوامع را از یکدیگر متمایز می کند.

در تمایزی که گیدنز مطرح می کند جای بحث نیست اما سوال اینست از میان این همه مسائل که جنبیه نسبی دارند یا تفاوت فرهنگی دارندمثل نسبی بودن مهریه، نسبی بودن زیبائی ،نسبی بودن رفتار های جنسی، نسبی بودن حسادت جنسی وغیره کدامشون صحیح می باشد یا کدامشون غلط ودر نهایت تکلیف انسانی ما چیست ؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 0:16  توسط محمد  | 

برخی از مطالب مربوط به نسبی بودن ، که در این وبلاگ طرح شده است اقتباس شده از کتاب روانشناسی اجتماعی نوشته اتو کلاین برگ   ترجمه دکترعلی محمد کاردان جلد دوم فصل ششم می باشد  ولی به خاطر روان شدن مطالب وامکان استفاده عمومی ،از عبارات، اسامی واصطلاحات       نا مانوس دوری کردیم زیرا یکی از اهداف این وبلاگ طرح مسائل اجتماعی به شیوه ساده وفرا گیر می باشد  وبه تدریج وارد مباحث عمقی ومهمتر خواهیم شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 20:22  توسط محمد  | 

یکی از مسائلی که در مسائل اجتماعی مورد توجه می باشد موضوع حسادت جنسی در میان جوامع می باشد دربرخی از  کشور های شرقی بالاخص کشور های عربی وکشور های مثل ایران،افغانستان ،پاکسان و... به جای واژه حسادت جنسی ازواژه تعصب خانوادگی وناموسی استفاده می شود  مسئاله حسادت جنسی یا تعصب خانوادگی وناموسی از جامعه ای به جامعه دیگر بسیار متفاوت می باشد در بعضی حوامع نه تنها این مسئله وجود ندارد بلکه عکس آن وجود دارد .برخی از اسکیموها عادت دارند وقتی مهمان برای آن ها می یاد برای حسن پذیرائی بیشتر ،زن خانواده را برای مهمان عرضه می کنند واز این بابت هیچ شرم وحیائی ندارند وکتمان هم نمی کنند وناراحت نمی شوند تنها وقتی حسادت به خرج می دهند وبه عبارتی رگه تعصب ومرد بودنشون گل می کنه که بفهمند زنشان بدون خبر وهماهنگی  با غریبه ایجاد ارتباط نمود واین ناراحتیشون به خاطر نفس ارتباط جنسی نیست بلکه به خاطراین هست که زن بدون اجازه این کار راکرد واحساس می کنه زن از مالکیتش خارج شددر مقابل برخی از مناطق افریقائی وجود دارد که وقتی زنی با زن دیگر دعوایش می شودممکن هست  یکی از اونا به  دیگری بگویدبرو بی ارزه این قدر بدبختی که تا حالا نتونستی برادر شوهر خودت را در آغوش بگیری وجذبش کنی

در مناطقی زنانی وجود دادرند که با رضایت کامل برای شوهرشان زن دوم وسوم و... خواستگاری می کننداین رسم کم وبیش در میان عرب ها پیدا می شود وزنان نسبت به رقیب جنسی خود حسادت وتعصبی ندارند  از طرفی در برخی کشور های شرقی وآسیائی وکشور های منطقه خودمون هر گونه رابطه جنسی ودر هر سطحی از اون ممکنه به کشته شدن طرفین یا رقیب یا نزاع دسته جمعی یا نزاع طایفه ای وحداقل نزاع خانوادگی یا طلاق دو طرف بینجامد در کشور های توسعه یافته ومدرن تا حدودی تک همسری وعدم وجودرقیب جنسی پذیرفته شده هست ولی در همین کشور ها شرایط ومیزان شدت وحدتش متفاوت هست .

در بعضی از کشور ها این مسئله حتی نباید قبل از ازدواج باشد تا چه برسد بعد از ازدواج ولی برخی از کشور ها کار ی به ارتباطات قبلی فرد ندارند می گویند از حالا به بعد نباید باشه نوع ارتباط جنسی با رقیب احتمالی نیز متفاوت می باشد متلا در ایران خودمون زن نیاید با غریبه ناز وافاده بیاید نباید شوخی وخنده و.... داشته باشد نباید برخی از اعضای بدنش برای غیر شوهر نمایان بشود  ونباید هیچ گونه تماس لمسی داشته باشد تا چه برسد به........ولی در خیلی از کشور ها حسادت جنسی وتعصبشون صرفا در خصوص داشتن سکس به معنی واقعی معنی پیدا می کند وارتباطات کلامی ولمسی وحتی دست دادن وبوسیدن در دید وباز دیدها برای هر دوجنس وجفت بلامانع می باشددر نتیجه حسادت جنسی ویا تعصب جنسی چه برای مرد وچه برای زن  از نظر جامعه شناختی جنبه نسبی دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 20:3  توسط محمد  | 

سلام بر شما

تا کنون به نسبی بودم موضوعاتی همچون نسبی بودن زیبائی و باکره بودن دختر در شب زفاف اشاره کرده ایم  یکی دیگر از مسائل اجتماعی که جنبه نسبی دارد مهریه می باشد

در بعضی از جوامع ازدواج دختر با شوهر خود منوط به پرداخت مهریه می باشد حتی در بعضی از جوامع این کار را خرید وفروش دختر به حساب می آورند به گونه ای که اگه میزان مهریه پائین باشد چنین دختری از اطرافیانش خجالت می کشند واحتمالا از جانب آنان تحقیر می شود وبر عکس دخترانی که مهریه شان بالا باشد اظهار فخر می کنند یکی از  روانشناسان اجتماعی می نویسد در برخی از مناطق فروش دختر به حدی جدی است که یک روز از یکی از زنان منطقه لزو اروپا را دیدم و وقتی به او گفتم که در برخی از مناطق وکشور ها مهریه پرداخت نمی شود بسیار تعجب کرد وگفت در این صورت ازدواجشان مانندجفت گیری خوکان می باشد  زیر را که هیچ مبادله اقتصادی در اون نیست.

در چنین جوامعی دختر پولش را می گیرد وخانواده پسر در قبال آن انتظار آوردن فرزند از عروس خانواده دارند.

در بسیاری ازکشورهای مدرن وتوسعه یافته حتی در حال توسعه ،ازدواج بر اساس رابطه عاشقی والفت ونیاز طرفین می باشد وبحث پرداخت مهریه مطرح نیست در کشور خودمون ایران به شکل عجیبی ترکیبی از موارد فوق را می بینیم بدین شکل که:

گروهی وجود دارند واقعا باا زدواج ومهریه  یک خرید فروش را رواج می دهند  وبرخی باتعین مبلغ کم مهریه ازدواج را بر اساس الفت ومحبت ونیاز های اجتماعی وفردی آغاز می کنند ونهایتا اغلب جامعه ایران به شکل پیچده ای وبا شرط پرداخت مهریه عندالمطالبه واستفاده از این ضرب المثل که کی مهریه داد وکی گرفت هم مهریه را می گیرند وهم نمی گیرند هم به زیادیش افتخار می کنند وهم خرید فروشی صورت نمی گیردوبرخی هم به کم بودنش افتخار می کنند هم آره هم نه هست. وجود ویا عدم وجود مهریه وپرداخت ویا عدم پرداخت آن بیشتر تابع شرایط بعد از ازدواج و وضعیت تعامل زوجین نسبت به همدیگر وخانواده هایشان می باشد بنابر این مهریه نیز از مسائل اجتماعی است که جنبه نسبی دارد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت 23:37  توسط محمد  | 

در پست قبلي اشاره كرديم كه زيبائي در خيلي از جوامع جنبه نسبيدارد 

اين نسبي بودن حتي در مورد خوشمزگي غذا ها نيز صدق مي كند به عنوان مثال در ايران خودمون از نظر مشهدي ها شير برنجي خوشمزه مي باشد كه با نمك خورده شود ولي از نظر تهراني شير برنجي خوشمزه هست كه با شكر خورده شود بنابرين خوشمزگيه يك غذا از نظر افرادگروهاوجوامع مختلف متفاوت هست وتعبير هاي مختلفي از آن مي شود قبلا وعده داده بوديم كه همين نسبي بودن را در خصوص  وضعيت دختر در شب زفاف مطرح كنيم از گذشته نه چندان وحتي حال ايران وكشورهاي آسيائي حتي برخي از اروپائي ها خبر داريم كه چه تشريفاتي وكنجكاوي هائي براي اثبات باكره بودن دختر وبه عبارتي دختر بودن آن به خرج مي دادندومي دهند و اگر دختري فاقد اين ويژگي بوده ويا باشد يك رسوائي بزرگي براي او وخانواده اش محسوب مي شد ويا مي شود اين در حاليست كه دربعضي از كشور هاي آفريفائي و يا آمريكائي قضيه بر عكس مي باشد يعني دختري محترم ومحبوب مي باشد كه قبل از ازدواج با فرد مورد نظر خود رابطه هاي جنسي متعددي داشته باشه ودر يك كلام دختري وپرده بكارت خود را از دست داده باشد چون در اين صورت شوهرش او را نمي پسندد با اين استدال كه شما فردي هستي مطرود وبه اصطلاح نا خواسته وبه تعبيري ترشيده مي باشي تو را كه تا حالا  كسي نپسنديد من هم نمي پسندم تو  كه تا كنون نتونستي كسي را تحريك كني حتما مشكلي داري من هم تو را نمي پسندم خلاصه همان قدر كه مشكلات ورسوائي براي دختره غير باكره  وخانواده اش در شب زفاف براي دختر شرقي وآسيائي ايجاد مي شود همين رسوائي براي خانواده ودختربرخي ديگر از جوامعي به وجود مي آيد كه دخترشان باكره باشد وقيل از ازدواج رابطه به اصطلاح نامشروع نداشته باشد مسئله حتي از اين مهمتر مي باشد در برخي از همين جوامع يك مرد در صورتي با يك زن ازدواج مي كند كه قيل از خواستگارينامزد وي از مرد ديگر حامله شده باشد چون در اين صورت مرد خواستگار استدلال مي كند از كجا معلوم هست كه بعدا بچه بياري وز ندگيمون از هم نپاشه در نتيجه مردان جهت خواستگاري در كمين كساني هستند كه زمينه حامله شدن وباروري شدن از قبل از طريق ديگران ويا بعضا خودشان به اثبات رسيده باشد با اين مثال ها جدا از به حق بودن ويا نا به حق بودن آنها تفاوت فرهنگي ونسبي بودن آن را بايد خوب روشن كرده باشيم البته درست بودن وبه حق بودن موارد مذكور بحث جدائي است كه در مباحث اعتقادي وديني ويا حتي فلسفه قابل طرح است از نظر جامعه شناختي نوع نگاه جنبه نسبيت دارد

بي دارد

اين نسبي بودن حتي در مورد خوشمزگي غذا ها نيز صدق مي كند به عنوان مثال در ايران خودمون از نظر مشهدي ها شير برنجي خوشمزه مي باشد كه با نمك خورده شود ولي از نظر تهراني شير برنجي خوشمزه هست كه با شكر خورده شود بنابرين خوشمزگيه يك غذا از نظر افرادگروهاوجوامع مختلف متفاوت هست وتعبير هاي مختلفي از آن مي شود قبلا وعده داده بوديم كه همين نسبي بودن را در خصوص  وضعيت دختر در شب زفاف مطرح كنيم از گذشته نه چندان وحتي حال ايران وكشورهاي آسيائي حتي برخي از اروپائي ها خبر داريم كه چه تشريفاتي وكنجكاوي هائي براي اثبات باكره بودن دختر وبه عبارتي دختر بودن آن به خرج مي دادندومي دهند و اگر دختري فاقد اين ويژگي بوده ويا باشد يك رسوائي بزرگي براي او وخانواده اش محسوب مي شد ويا مي شود اين در حاليست كه دربعضي از كشور هاي آفريفائي و يا آمريكائي قضيه بر عكس مي باشد يعني دختري محترم ومحبوب مي باشد كه قبل از ازدواج با فرد مورد نظر خود رابطه هاي جنسي متعددي داشته باشه ودر يك كلام دختري وپرده بكارت خود را از دست داده باشد چون در اين صورت شوهرش او را نمي پسندد با اين استدال كه شما فردي هستي مطرود وبه اصطلاح نا خواسته وبه تعبيري ترشيده مي باشي تو را كه تا حالا  كسي نپسنديد من هم نمي پسندم تو  كه تا كنون نتونستي كسي را تحريك كني حتما مشكلي داري من هم تو را نمي پسندم خلاصه همان قدر كه مشكلات ورسوائي براي دختره غير باكره  وخانواده اش در شب زفاف براي دختر شرقي وآسيائي ايجاد مي شود همين رسوائي براي خانواده ودختربرخي ديگر از جوامعي به وجود مي آيد كه دخترشان باكره باشد وقيل از ازدواج رابطه به اصطلاح نامشروع نداشته باشد مسئله حتي از اين مهمتر مي باشد در برخي از همين جوامع يك مرد در صورتي با يك زن ازدواج مي كند كه قيل از خواستگارينامزد وي از مرد ديگر حامله شده باشد چون در اين صورت مرد خواستگار استدلال مي كند از كجا معلوم هست كه بعدا بچه بياري وز ندگيمون از هم نپاشه در نتيجه مردان جهت خواستگاري در كمين كساني هستند كه زمينه حامله شدن وباروري شدن از قبل از طريق ديگران ويا بعضا خودشان به اثبات رسيده باشد با اين مثال ها جدا از به حق بودن ويا نا به حق بودن آنها تفاوت فرهنگي ونسبي بودن آن را بايد خوب روشن كرده باشيم البته درست بودن وبه حق بودن موارد مذكور بحث جدائي است كه در مباحث اعتقادي وديني ويا حتي فلسفه قابل طرح است از نظر جامعه شناختي نوع نگاه جنبه نسبيت دارد.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 20:35  توسط محمد  | 

چند روزی بود که فکر می کردم در وبلاگ خود نخست چه بحث جامعه شناختی را آغاز کنم در اين مدت از برخی وبلاگ ها بازدید نمودم دیدم که ضمن اینکه برخی هاشون جذاب ومفید هستند اما به گونه ای اغلبشان به سبک سریال ها وفیلم های ایرانی  موضوع جنسيت وجنسی را چاشنی شون کردند گر چه همین مسئله خودش یک مسئله احتماعی می باشد وتحلیل وبررسی ویژه خود را می طلبد اما ما هم به شکلی مجبور شديم موضوعاتی که در این باره جایگاهی در جا معه شناسی دارند مطرح کنیم با این تفاوت اساسی که چنین مباحثی از هزو وحشو به دورند وبعد جامعه شناختی دارند یکی از این مباحث نسبی بودن زیبائی است

نسبی بودن موضوعات در جامعه شناسی به این معناست که چه بسا یک مسئله ای از نظر گروهی و جامعه ای خوب باشد و همون مسئله از نظر دیگر جامعه یا جوامع خیلی هم بد باشد.یکی از این مصادیق وموارد ،زیبائی می باشد به عنوان مثال در بعضی جوامع یک فرد زیبا بالاخص یک زن زیبا کسی می باشد که دارای خصوصات زیر باشد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 22:22  توسط محمد  | 

لطفا نظر بدهيد در اين وبلاگ بحث از كدام موارد را مي پسنديد؟

۱-جامعه شناسي زنان وشاخت جنسيت مردان وزنان

۲- جامعه شناسي شهر

۳-جامعه شناسيه خانواده

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 19:17  توسط محمد  | 

سلام بر شما دوستان وعلاقه مندان به مسائل جامعه واجتماع چناچه قبلا اشاره كرديم اين وبلاگ در تعطيلات عيد فطر ماه مبارك رمضان سال ۱۳۸۵مورخ چهارم آبان ماه  روز پنجشنبه به منظور تبادل نظر باشما دوستان در باره مسائل جامعه شناختي اعم از تئوريكي وكاربردي ساخته شده است اما به علت ايام تعطيلي عيد فطر وديد باز ديدها، موفق نشديم هنوز مطالب جديدي را ارئه  ويا دريافت نمائيم ولي طبيعتا در ادامه به تعريف دو فهوم شناخت وجامعه خواهيم پرداخت. چيزي كه شايد ما را در تعريف اوليه شناخت جامعه كمك خواهد كرد . منتظر  دريافت نظرات شما در خصوص نحوه ادامه كار هستيم

۵/۸/۸۵  محمد

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1385ساعت 22:22  توسط محمد  | 

سلام بر شما دوستان وعلاقه مندان به مسائل جامعه واجتماع چناچه قبلا اشاره كرديم اين وبلاگ در تعطيلات عيد فطر ماه مبارك رمضان سال ۱۳۸۵مورخ چهارم آبان ماه  روز پنجشنبه به منظور تبادل نظر باشما دوستان در باره مسائل جامعه شناختي اعم از تئوريكي وكاربردي ساخته شده است اما به علت ايام تعطيلي عيد فطر وديد باز ديدها، موفق نشديم هنوز مطالب جديدي را ارئه  ويا دريافت نمائيم ولي طبيعتا در ادامه به تعريف دو فهوم شناخت وجامعه خواهيم پرداخت. چيزي كه شايد ما را در تعريف اوليه شناخت جامعه كمك خواهد كرد . منتظر  دريافت نظرات شما در خصوص نحوه ادامه كار هستيم

۵/۸/۸۵  محمد

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1385ساعت 22:22  توسط محمد  | 

سلام بر همه علاقه مندان به شناخت جامعه و محیط اجتماعی:

از طریق این وبلاگ می خواهیم افقی از نظرات شما را برای خود وسایر علاقه مندان به مسائل اجتماعی به ارمغان بیاوریم .امیدواریم با همکاری شما بتوانیم دراین راه موفق باشیم منتظر پیشنهادات شما هستیم. چرا که تصمیم داریم از همین آغاز کار را با مشارکت شمای عزیز شروع کنیم  به امید موفقیت وهمکاری شما.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 1:20  توسط محمد  |