X
تبلیغات
شناخت جامعه

شناخت جامعه

شناخت جامعه

دوستان سلام

به اطلاع شما دوستان خوب ووبلاگ نويسان محترم  مي رساند  من به علت مسافرت هاي  تابستاني  براي مدتي در خدمت شما نخواهم بود واحتمالا از ۱۰شهريور ماه ۱۳۸۶مجددا خدمت شما دوستان برسم البته اين احتمال وجود دارد كه به صورت ميان بر نامه مقداري از سفرم را توصيف كنم وراجع به آن بنويسم در ضمن حدود ۷نظر مربوط به كامنت قبلي ام   به علت اينكه وقت نكردم بخوانم وبعضا نياز به جواب دارند در كامنت نظرات درج نگرديده است  بعد از مراجعه مجدد وشروع دوباره اقدام به خواندن، درج وارائه جواب خواهم نمود .

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 0:21  توسط محمد  | 

در ادامه پست های قبلی که به جایگاه زن در اسلام پرداخته بودیم اشاره نمودیم که گر چه اسلام برای زن قرب وارج قائل هست واورا با مرد یکسان می داند اما مواردی وجود دارد که تفاوت بین زن و مرد را رسما پذیرفت وبرای این کار خود نیز ادله ای دارد یکی از این موارد نصف بودن سهم زن از ارث نسبت به مرد می باشد که در ادامه مثل پست های قبل نظرات دونفر از اندیشمندان اسلامی وایرانی یعنی علامه طبا طبائی وآیت الله مطهری را مطرح می کنیم:

1-نظريه علامه طباطبائي:

 

در اسلام سهم ارث يك زن به اندازه ي نصف سهم يك مرد است و لكن با بررسي دقيق روشن مي شود كه حكم ديگر اسلام كه بايد شوهر مخارج زن را بدهد جبران اين كمبود را مي كند . زيرا چنان كه ميدانيم همه ي ثروت موجود زمين در هر زمان از آن نسل حاضر است – و در عصر آينده همان ثروت از راه ارث به نسل بعد منتقل مي شود و مورد استفاده قرار مي گيرد بنا براين معناي يك سهم و دو سهم بردن زن و مرد (كه تقريبا از روي ا مار مسا وي هستند )اين است كه ما لكيت دو سوم ثروت عمومي جهان از آن مرد و يك سوم از آن زن است – ولي چون در اسلام مخارج زن و مصارف زند گي او با لزوم رعايت عدالت و مسا وات به عهده ي مرد مي باشد نصف سهمي كه مالكيت آن به مرد سپرده شده است به مصرف زن مي رسد – و در يك سهمي  هم كه زن خودش ما لك است مستقلا مي تواند  خودش تصرف كند  .

 پس ما لكيت دو سوم از ثروت زمين اگرچه در هر عصر به دست مرد و يك سوم به دست زن سپرده شده است ولي از جهت مصرف به عكس اين  مطلب مي باشد . پس در واقع اسلام دو سوم ثروت زمين را از جهت مالكيت يعني (اداره و تدبير)به دست فكر و تعقل سپرده و يك سوم آن را به دست عاطفه و احساس – ولكن از جهت مصرف دو سوم آن را به دست عاطفه و احساس داده يك سوم را به دست تعقل سپرده است .

بديهي است كه نيروي تعقل در اداره كردن ثروت از احساس و عاطفه توانا تر است ، و احساس و عاطفه در مصرف كردن مال به نيروي تعقل نيازمندتر مي باشد .

و اين عادلانه ترين و عاقلانه ترين روشي است كه مي تواند ثروت جهان را ميان دو نيروي مخالف تعقل و احساس تقسيم كند وهر دو نيرو را كه در زندگي سهم به سزايي دارند ارضا نمايد.

2_نظريه آيت الله مطهري:

 

آقاي مطهري در كتاب خود "نظام حقوق زن دراسلام" ضمن طرح بحث تاريخي ارث زن ومرد ووضعيت ارث زنان در آغاز يا قبل از اسلام به گونه اي كه نه تنها زنان مشمول ارث نمي شدند بلكه خود زنان بعضا به عنوان ورثه وارث به فردي يا فرادي واگذار مي شدندمي پردازد واشاره مي كند كه برنامه ها به گونه اي تنظيم مي شد كه ارث يا به پسر خوانده يا به هم پيمان قبيله واگذار مي شد اما به زني كه بعدازمرگ همسرش يا پدرش باقي مي ماند تعلق نگيرد اما اسلام اين انديشه را كه به زن  ارث تعلق نمي گيرد از ريشه نفي كرد ورسما اعلام كرد زن هم مثل مرد مشمول ارث مي شود با اين تفاوت كه ارث زن نصف مرد مي باشد. آقاي مطهري در همين راستا اشكال غربي ها را به  نصف بودن ارث زن نسيت به مرد با اين بيان مطرح مي  كند:

 

ايراد غربي ها:

 

برخي از غرب پرستان وقتي كه در اين مسئله داد سخن مي دهند و نقص سهم الارث زن را يك وسيله ي تبليغ و هياهو عليه اسلام قرار مي دهند – موضوع مهر و نفقه را پيش مي كشند . مي گويند چه لزومي دارد كه ما سهم زن را در ارث از سهم مرد كمتر قرار دهيم و آن گاه اين كمبود را به وسيله ي مهر و نفقه جبران كنيم ؟ چرا چب اندر قيچي كار كنيم و لقمه را از پشت گردن به دهان ببريم ؟ از اول سهم الرث زن را معادل سهم الارث مرد قرار مي دهيم تا مجبور نشويم با مهر و نفقه آن را جبران كنيم .

ظاهرا اشكال غربي ها با توجه به استدلالي است كه در قبال علت نصف بودن ارث زن نسبت به مرد توسط روشن فكران مسلمان ارائه شده است.

آقاي مطهري با استدلال از تاريخ صدر اسلام وگفته هاي معصوم علت اين مسئله كه چرا سهم ارث زن نصف سهم ارث مرد مي باشد مي پردازد وبه اين نتيجه مي رسد :

1-مردان به سربازي مي روند ومسئول دفاع ونبرد ومبارزه با مها جمين هستند اما زن ازاين مسئوليت معاف مي باشند.

2-مرد مسئول نفقه زن مي باشد ومرد عهده دار خرج وخارج زندگي است.

3-مرد مسئول پرداخت مهريه زن مي باشد در حالي كه زن مسئوليت مشابه اين را ندارد.

حال با توجه به مسوليت هاي مذكور آيا منطقي نيست كه مرد اختيارات مالي بيشتري داشته باشد.

به تعبير من   آيا اين انصاف است كه مرد آن همه مسئوليت مالي و... داشته باشد اما با زني كه از اين مسئوليت ها معاف هست در ارث برابر باشد.

آقاي مطهري به اشكال غربي ها مي پردازد و مي گويد آنها جاي علت ومعلول را اشتباه گرفتند يعني آنها فكر مي كنند به زنان ارث كامل بدهيم وآنها را ازمهريه و.... محروم كنيم اما در اسلام برعكس است چون به آنها مهريه ونفقه وساير امتيازات داده مي شود پس سهمشان از ارث نصف مي باشد.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 0:50  توسط محمد  | 

در پست قبلي قول داده بودم نظرات آيت الله مطهري را در خصوص جايگاه زن در اسلام مطرح كنيم به نظر من نظرات شهيد مطهري الهام گرفته از استادش علامه طباطبائي است وتفاوتي باهم ندارند ولي به خاطر اينكه با زبان روز مطرح كرده واز طرفي براي اينكه بعضي از موافقين مذهبي خرده نگيرند شما تنها نظر علامه را مطرح كرده ايد لذا نظرات آقاي مطهري را به اختصار در باب مقام زن مطرح مي كنيم آقاي مطهري معتقد است كه اسلام سرشت وطينت زن ومرد را يكي مي داند وبين سرشت وطينت وذات آنها تفاوتي قائل نشده است وبراي ادعاي خود از آيه شماره يك سوره نساء استفاده كرده است "همه شما را از يك پدر آفريديم وجفت آن پدر رااز جنس خود او قرار داديم" وهمچنين درسوره نساء وسوره نحل وسوره روم آمده است:"خداوند از جنس خود شما براي شما همسر آفريد"

آقاي مطهري قائل هست كه در برخي از كتب مذهبي امده است كه زن ازمايه اي پست تر از مايه مرد آفريده شدوگفتند كه حوا از طرف چپ او آفريده شده است او اين موارد را رد مي كند ومي گويد چنين چيزي از نظر اسلام وجود ندارد" در اسلام نظريه تحقير آميزي نسبت به زن از لحاظ سرشت وطينت وجود ندارد" او هم چنين مي گويد:

" يكي ديگر از نظريات تحقير آميزي كه در گذشته وجود داشت ودر ادبيات جهان آثار نا مطلوبي به جا گذاشت اين است كه زن عنصر گناه است از وجود زن شر ووسوسه برمي خيزد زن شيطان كوچك است....هرگناه وجنايتي كه مردان مرتكب شده اند زني در آن دخالت داشته است......مرد درذات خود گناه مبراست واين زن است كه مرد را به گناه مي كشاند. مي گويند شيطان مستقيما در وجود مرد راه نمي يابد وفقط ازطريق زن است كه مردان را مي فريبد شيطان زن را وسوسه مي كند وزن مرد را. مي گويند آدم اول كه فريب شيطان را خورد از بهشت سعادت بيرون رانده شد,ازطريق زن بود, شيطان حوا را فريفت وحوا آدم را, مطهري در جواب اين بهتان ها به زن وبي احترامي ها مي گويد:

" قرآن نه حوا را به عنوان مسؤل اصلي معرفي مي كند ونه او را از حساب خارج مي كند قرآن مي گويد : به آدم گفتيم خودت وهمسرت در بهشت سكني گزينيد واز ميوه هاي آن بخوريد. قرآن انجا كه پاي وسوسه را به ميان مي كشد ضميرها را به شكل" تثنيه" مي آورد, ميگو.يد" فوسوس لهماالشيطان" شيطان آن دو را وسوسه كرد "فدلهما بغرور" شيطان آن دو (زن ومرد) را به فريب راهنمائي كرد" .فاسمهما اني لكما لمن الناصحين" يعني شيطان در برابر هر دو سوگند ياد كرد كه جز خير آنها را نمي خواهد.

به اين ترتيب قران با يك فكر رايج آن عصر وزمان كه هنوز هم در گوشه وكنار جهان بقايائي دارد , سخت به مبارزه پرداخت وجنس زن را از اين اتهام كه عنصر وسوسه وگناه وشيطان است مبرا كرد.

آيت الله مطهري در مقابل اين تفكر كه زن فاقد مقام معنوي است وزن به بهشت نمي رود, زن نمي تواند به مقامات معنوي والهي برسد مي گويد:" قرآن در آيات فراواني تصريح كرده است كه پاداش اخروي والهي مربوط به جنسيت نيست, به ايمان وعمل او مربوط مي شود ...قرآن خواسته است ...قهرمانان داستانها را منحصر به مردان ننمايد.

قرآن در باره مادر موسي مي گويد:كه ما به مادر موسي وحي كرديم كه كودك را شيربده وهنگامي كه برجان اوبيمناك شدي اوا به دريا بيفكن ونگران نباش كه ما اورا به سوي تو باز مي گردانيم

قرآن در باره مريم, مادر موسي , مي گويدكه كار او به آنجا كشيده شد بود كه در محراب عبادت همواره ملائكه با او سخن گفتند وگفت شنود مي كردند از غيب براي او روزي مي رسيد كارش از لحاظ معنوي آنقدر بالا گرفته بود كه پيغمبر زمانش را در حيرت فرو برده , اورا پشت سر گذاشته بودزكريا درمقابل او مات ومبهوت مانده بود.

يكي ديگر از نظريات تحقير آميز نسبت به زن اين بود كه چون زن را منشا فساد مي دونستند لذا ارتباط جنسي با زن را صلاح نمي دانستند ومجرد بودن را ترويج مي كردند مگر در موقع ناچاري بر عكس اسلام ازدواج را مقدس وتجرد را پليد شمرد (چرا كه به زنان خوشبين بود ) ودوست داشتن زن را جزء اخلاق انبياء معرفي كرد وگفت "من اخلاق الانبياء حب النساء"

برتراند راسل مي گويد: در همه آيينها نوعي بد بيني نسبت به به علاقه جنسي يافت مي شود مگر در اسلام , اسلام از نظر مصالح اجتماعي حدود ومقرراتي براي اين علاقه وضع كرده اما هرگز آن را پليد نشمرده است.

يكي از نظرات ديگري كه زن را تحقير مي كرد اين بود كه مي گفتند زن براي مرد آفريده شده است اما اسلام مي گويد:" هريك اززن ومرد براي همديگر آفريده شده اند" " هن لباس لكم وانتم لباس لهن" يعني زنان زينت وپوششي هستند يراي شما وشما زينت وپوششي براي آنها. سوره بقره آيه 187

يكي ديگر از نظراتي كه زن را تحقير مي كرد اين بود كه مي پنداشتند سهم زن در توليد فرزند بسيار ناچيز هست , اعراب جاهليت وبعضي از ملل ديگر " مادر" را فقط به منزله ظرفي مي دانستند كه نطفه مرد را -كه بذر اصلي فرزند ايت- در داخل خود نگه مي دارد ورشد مي دهد. در قرآن آياتي كه مي گويد شما را از مرد وزني آفريديم وبرخي آيات ديگر كه در تفاسير توضيح داده شده است به اين طز تفكر پايان داده شده است.

آقاي مطهري در پايان اين بحث نتيجه مي گيرد:

از آنچه كه گفته شد معاوم شد اسلام از نظر فكر فلسفي واز نظر تفسيرخلقت , نظر تحقير آميزي نسبت به زن نداشته است بلكه آن نظريات را مرذوذ شناخته است.

يادآوري:

چنانچه در پست قبلي بيان كرديم اين موارد مربوط به منزلت ومقام زن در اسلام مي باشد اما مباحثي وجود دارد كه جنبه حقوقي دارد مثل شهادت دو زن در مقابل يك مرد و كم بودن بهره ارث زن و....مواردي است كه در پست بعدي به آنها خواهيم پرداخت.

منبع اين پست: كتاب نظام حقوق زن در اسلام نوشته مرتضي مطهري.انتشارات صدرا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 1:21  توسط محمد  | 

در مطلب قبلي قول داده بوديم كه منبع ونويسنده آن را معرفي كنيم نوسنده مطلب گذشته علامه طبا طبائي بود كه در كتاب خود با عنوان" اسلام واجتماع" به آن پرداخته است نوشته هاي علامه طباطبائي از اين جهت حائز اهمييت است كه از صاحب نظران اسلامي ومفسران به نام فرآن مي باشد وتا حدودي مخالفين وموافقين به منابع اصلي ارتباط بر قرار مي كنند به نظر مي آيد اگر استدلال هاي علامه طبا طبائي را مورد توجه قرار دهيم هم مخاالفين وهم موافقين را از مراجعه به اشخاص جزء تر بي نياز مي كنيم چرا كه اگر مخالفان بتوانند نظر ايشان را رد بكنند فطعا نظرات افراد در سطح پائيين تر را رد مي كنند وبر عكس اگر موافقين بتوانند به خوبي از استدلالهاي وي بهره ببرند آنها نيز از مراجعه به نظرات ساير نظريه پردازان بي نياز خواهند بود با اين توصيف براي اينكه مورد انتقاد احتمالي موافقين قرار نگيريم كه اين تنها نظر اسلام نيست در پست بعدي نظرات آيتالله مطهري كه شاگرد ايشان مي باشد وبه نظر من با نظرات استادش تفاوتي نمي كند به جزء اينكه به بيان وزبان روز بيان كرده است، نيز بيان خواهيم كرد علامه طبا طبا ئي در ادامه بحث خود چنين مي گويد:

در جامعه هاي ديني نيزبيشتر از آنچه در جامعه هاي ديگر بود روي خوش بزنان نشان نمي دادندوحقوقي براي آنان قائل نبودند.

تورات فعلي يهود،زن را تلخ تر از معرفي نموده استواز كمال نا اميد مي شمارد.در مجمع روحاني فرانسه كه چند سال پيش از بعثت رسول گرامي اسلام(ص) منعقدشدروحانيان مسيحي پس ازبررسي كامل حال زنان-حكم صادر نمودند كه"زن انسان است ولي براي خدمت مرد آفريده شده است".

جهان آن روز در خصوص زن جز يك مشت افكارخرافي ونادرست ورفتار ظالمانه چيزي ديگرنداشت ومردم( حتي خود طبقه زن) براي اين طبقه مرتبه وحقي قائل نبودندواورا موجودي پست كه براي خدمتگزاري انسان شريف(يعني مرد) آفريده شده است مي دانستند.

اسلام با تمام قوا با اين افكار مخالفت كرده وبراي زن ارزشي به شرح زير قائل شد:

1-زن يك انسان واقعي است واز يك جفت انسان نر وماده آفريده شده وخصائص ذاتي انسان را دارد ودر مفهوميت انسان مرد را براوامتيازي نيست. خداي تعالي در كلام خود مي فرمايد:"يا اياالناس انا خلقناكم من ذكر وانثي" اي مردم ما شمارا ازنرومادهاي افريديم. سوره حجرات آيه 13.

وهمچنين مي فرمايد:"بعضكم من بعض" همه از جنس هم هستيد.

2- زن مانند مرد عضو كامل جامعه است وشخصيت حقوقي دارد.

3-زن چنانكه خويشاوندي طبيعي داردخويشاوندي رسمي قانوني نيز دارد.

4-زن استقلال فكري دارد ومي تواند درزندگي خود هر گونه تصميمي بگيرد ودر حدود شرعي به ميل خود شوهر كند وآزادانه بي آنكه تحت ولايت وسرپرستي پدر وشوهر باشد زندگي نمايد-وهر شغل مشروعي را كه بخواهد انتخاب كند.

5-زن استقلال عملي دارد وكار وكوشش او محترم است مي تواند مالك شود وثروت خويش را خود بدون سرپرستي ودخالت مرد اداره نمايد واز مال وحقوق فردي واجتماعي خويش دفاع كند ومي توانند بر نفع يا ضرر ديگران شهادت دهند،وجز درمسئله آميزش جنسي (كه در ان برطبق پيمان زنا شوئي بايد شوهر خود رااطاعت كند)هركار ديگري كه براي شوهر انجام دهد داراي ارزش است(يعني مي تواند از او دستمزد بگيرد)

6-مرد نسبت به زن حق هيچگونه تحكم وتعدي ندارد وهر تعدي كه در باره مردان فابل تعقيب است در باره زنان نيز قابل مجازات وتعقيب مي باشد

7-زن شخصيت معنوي ديني دارد واز سعادت اخروي محروم نيست(در حالي كه اغلب اديان ومذهب زن را مانند شيطان مي پندارندواورا از رحمت خداوندي نا اميد مي پندارند)

..................................

حداوند مي فرمايد "اني لا اضيع عما عامل منكم من ذكر وانثي" عمل نيك هيچ زن ومردي بدون پاداش باقي نمي ماند." سوره ال عمران آيه 195

ممكن است طبق آيه قرآن"........... ان اكرمكم عنالله اتقياكم"يك زن درسايه تقوي ودين به هزاران مرد امتاز وتقدم جويد.

يادآوري وقابل توجه دوستان گرامي اين مواردي است كه اسلام يا ديد مثبت به زن نگاه مي كند وارزش براي او قائل مي باشد اما مواردي است كه با صراحت بين زن ومرد تفاوت هائي نيز قائل شده است موارد تفاوتي بين زن ومرد از نظر اسلام را در پست هاي بعدي بعد از نظرات آيتالله مطهري بيان مي كنيم پس عجله نكنيد فعلا همين بحث وموارد را به نقد وبحث بكشانيد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 2:25  توسط محمد  | 

با سلام خدمت دوستان خودم ومراجعه کنندگان به این وبلاگ ،طبق وعده قبلی این پست را می بایست به جایگاه زن در ادیان ونهایتا جایگاه زن در اسلام اختصاص می دادم اما در حین مطالعه بایک متنی از یک نویسنده  برخورد کردم که حیفم آمد با توجه به ارتباطی که با موضوع ما دارد از آن بگذرم گرچه ازنظر محتوائی تا حدودی این بحث را  در دو پست قبلی مورد توجه قرار داده بودم اما به خاطر ویژگی خاص خودش مطلب این نویسنده را در دو بخش الف وب می آوریم نام نوسنده را در پست های بعدی خواهیم گفت خوشحال می شویم نام نویسنده را حدس بزنید یا اگر می شناسید پیشاپیش معرفی کنید.

 الف :زن در جامعه دهقانی

درملتهاي باستاني كه روش اجتماعي آنان قانوني ياديني نبوده وتنها به اداب ورسوم قومي زندگي مي كردند زن انسان حساب نمي شد يلكه با وي رفتار يك حيوان اهلي را مي نمودند.

انسان از نخستين روزيكه حيوانات اهلي را يكي پس ازديگري اسير خود مي ساخت به تعليم وتربيتش مي پرداخت وبراي نگهداري واداره زندگي انها رنج هاي فراوني مي كشيد چرا كه مي خواست از گوشت وپوست وپشم وشير وازسواري وباركشي وديگر فوائد آنها بهره برداري كند از اين رو يراي بقاء وادامه حيات اين حيوانات وسائلي از قبيل خوراك ومسكن فراهم مي كرد ولي تحمل اين زحمات از روي دلسوزي نبود بلكه براي تامين منافع خويش به اين كار تن مي دادند. انسان از اين جانوران دفاع مي كرد-نمي گذاشت كسي آنان را بكشد يا به آنان آزار برساندواگر كسي نسبت به آنان تعدي مي كرد انتقام مي گرفت- ولي همه اين ها براي اين بودكه خود را مالك مي دانست ومي خواست حقوق خود را حفظ كند نه آنكه براي آن حيوانات حقوقي قائل بود. زنان را هم به همين ترتيب براي استفاده خود مي خواست.

زن را در جامعه نگاه مي داشت واز وي دفاع مي كردوكسي كه به او تجاوز مي كرد مجازات مي شد ولي نه براي اينكه انسان است يا عضوي از جامعه محسوب مي شود وحقوق و احترامي دارد،بلكه به خاطر اينكه زنده بماند تا بازيچه شهوت مردان شود وبراي اهل خانه يعني مردان غذا تهيه وآماده كند ودر اقوام ساحل نشين شكار كند باركشي كند-در خانه خدمت كندودر مواقع لزوم مخصوصا در قحطي ومهماني از گوشت وي تغذيه شود.

زن در خانه پدرهم همين حالت را داشت تا تحويل شوهر داده مي شد ولي نه به اختيار وانتخاب خودش بلكه مطابق دستورپدر وآن نيز در حقيقت يك نوع فروش بود نه پيمان ازدواج.زن در خانه پدر تابع پدر ودر خانه شوهر تابع شوهر بود ودر هر حال تحت نظارت صاحبخانه( شوهريا پدر) وبه دلخواه وي زندگي مي كرد.

خداوند خانه ميتونست آنرا بفروشد ياببخشد يا براي منظور هائي ازقبيل خوش گزراني، وزادن بچه ويا خدمت به كساني ديگر عاريه و قرض يا اجاره دهد،واگر از وي گناهي سرميزد حق داشت هرگونه مجازاتيكه كه صلاح بداند حتي كشتن را درباره وي اجرا كند بي آنكه كوچكترين مسئوليتي متوجه او باشد.

نكته:( به نظر شما در حال حاضر چقدر با اين موارد فاصله گرفتيم آيا رد پائي از اين حالت ها بازهم ديده مي شود؟)

ب:زن در جامعه هاي مترقي سلطنتي:

زن در جامعه هاي مترقي سلطنتي ومتمدن سلطنتي مثل ايران ومصر وهند وچين كه به دلخواه شاهان وقت اداره مي شد،همچنين در جامعه هاي متمدني مانند كلده وروم ويونان كه با با حكومت قانون زندگي مي كردند گرچه حال زن بهتر از جامعه هاي ديگر بود وبكلي از مالكيت محروم نمي شد اما باز آزادي كامل نداشت وسرپرست خانه اي كه در آن زن زندگي مي كرد مانند پدر يابرادربزرگتر يا شوهر بر وي حكومت مطلق داشت، يعني حق داشت وي را به عقد هركسي كه دوست دارد دربياورد يا عاريه يا اجاره يا ببخشد، ومي توانست(مخصوصا در صورت جرم)اورا بكشد يااز خانه بيرون كند.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:7  توسط محمد  | 

در خاور نزديك باستان ,دوثلث از87قانون بازمانده كه قابل خواندن مي باشد مربوط به زنان مي باشد . قوانين آ شوري بيش از قوانين بابلي بر زن سخت ميگيرند . براساس يك ضرب المثل آشووري:"شوهر مالك زن است". مرد مي تواند همسر ودختر خود را به گرو بگذارد وبفروشد.حق طلاق فقط با مرد است. پس از طلاق زن حق ندارد به خاطر اينكه ديگر باكره نيست وپرده دختري ودوشيزگي خود را از دست داده است پولي از شوهر بگيرد وفقط پدر زن مي تواند جهيزيه او را باز پس بگير (نه خود زن).

يكي از سنت هاي ديرين مصريان(در خاور نزديك باستان)"توتم گرائي "است ، قوم "توتم گرائي "قومي استكه كه يكي از مظاهر بي جان يا جاندار طبيعت را مخصوصا جانور يا گياهي را نيا يا اصل خود مي انگارد وبر اثر نام توتم را بر خود مي خود مي گذارند. در نتيجه "هم توتمان" يعني آنهائي كه تابع يك توتم هستند نمي توانند با هم ازدواج كنند به عبارت ديگر توتم منشا برون همسري وبرخي از محرمات (تابو) اجتماعي است.

هورس يكي از خدايان بزرگ مصريان است كه نخست به طرز جادوئي ، آميختگي وپيچيدگي مي يابد وسپس به صورت چند موجود الهي در مي آيد:

1-اوزیريس،پدر_برادر

2-ايسيس،مادر-خواهر

3-هوروس،فرزند

اوريريس برادري به نام "ست"داشن(ست برابر شيطان در اديان سامي است).هوروس كه با اودشمن بوداوراكشت وپاره پاره ميكند.اما ايسيس بانيروي جادوئي خود،پاره هاي پيكر اوزيريس رابهم پيوندمي دهدواز آن خداي مرده آبستن مي شودوفرزندي كه از ايسيس متولد مي شودوارث نام ومقام پدر مي شود.

در اين افسانه توتمي دونكته نهفته است كه به بحث ما مرتبط مي شود:

اول اينكه ايسيس كه خواهر بود (نماد زن) به صورت جادوئي ومرموزانه استخوان هاي پاره پاره شده برادر خود اوزيريس را جمع مي كند وپيوند مي دهد واز جسم مرده آن آبستن مي شود يعني ايسيس كه در اين افسانه نماد خواهر وزن است نقش جادوگري رادارد.

دوم ابنكه ازدواج اوزيريس برادر با خواهرش ليسيس منجر به ازبين رفتن نظام ازدواج گذشته كه مبتني بر "برون همسري" بود شده است واز آن تاريخ به بعدازدواج "درون همسري"رواج يافت يعني جامعه ازشكل مادرسالاري به پدرسالاري متحول شد.

نگرش هاي يوناني:

دونفر شاخص وصاحب نظر يونان عبارتند از افلاطون وارسطو، ارسطو در كتاب سياست خود طرفدار خانوده تك همسري است،پدرخانوده فرمانرواي بي چون وچراي خانواده است .خيانت زن يا شوهر،امري خطير وموجب بي بهرگي از امتيازات "شهروندي"است.زنان نبايد دركارهاي اجتماعي شركت كنند.كارزن خانه داري است.

اما افلاطون از برابري مرد وزن وشركت زنان در همه كارها دم مي زد

نتيجه گيري:

از مطالب پست قبلي وفعلي چنين بر مي آيد كه نگرش جوامع گذشته نسبت به زنان دریونان قديم وحتي از ديد گاه ارسطو كه همواره به عنوان يك انديشمند اجتماعي از آن ياد مي كننداين گونه بوده است كه زن يك موجود جادوئي است. لذا از فعاليت هاي اجتماعي بايد محروم باشد ومشاركت نداشته باشد يا حداقل از اين بابت با محدوديت همراه بوده است ونسبت به مرد از شان ومنزلت اجتماعي پائيين تري برخوردار بوده است

منبع تاريخي مطلب:كتاب انديشه اجتماعي:ازجامعه ابتدائي تاجامعه جديد نوشنه بارنز وبكر ترجمه آقاين يوسفيان ومجيدي.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 21:5  توسط محمد  | 

درمطالب گذشته به برخي از ابعاد تفاوت هاي زن ومرد پرداختيم در اين بخش مي خواهيم تفاوت هاي منزلتي واجتماعي زن ومرد را درگذرتاريخ مورد توجه فرار دهيم به عبارتي مي خواهيم ببينيم كه تفاوت اجتماعي ومنزلتي زنان ومردان در طول تاريخ چگونه بوده است در ادامه به صورت خلاصه به اين تفاوت ها مي پردازيم:

1-تفاوت زن ومرد در ميان اقوام ابتدائي(نا نويس):

به طور كلي اقوام ابتدائي تفاوت هاي اساسي بين زن ومرد قائل بودند به طوري كه از نظر آنان زن موجودي غريب ومرموز بود و اورا عامل خونريزي وجادويي مي دانستندبه همين جهت سعي مي كردند كه مردان رااززنان جدا نگهدارند آن قدربه اين قضيه جدائي زن ومرد اهميت مي دادند كه معتقد بودند حتي در دنياي پس از مرگ ،بهشت وجهم زنان جداي از بهشت وجهنم مردان خواهد بود.

با اين توصيف دربرخي از جوامع، زن داراي پايگاه اجتماعي بالائي بود وبه نوعي مادرسالاري حاكم بود اما اين وضعيت در جوامع بسيار محدودي بوده است وروي هم رفته دربيشتر اجتماعات ابتدائي وساده مرد فرادست زن محسوب مي شد.

ضرب المثل هايي كه در كشور هاي مختلف مطرح بوده وهست حكايت از منزلت اجتماعي پائين زنان نسبت به مردان دارد.در پائيين به برخي از اين ضرب المثل ها اشاره مي كنيم:

مثل آلماني:"مرد بي زن سر بي تن است زن بي مرد تن بي سر است"

 

مثل فرانسوي:"زن شيطان كامل است"وهمچنين"مرد پوشالي از زن طلائي ارزنده تر است"

 

مثل هندي:"كساني كه به رهبري زن تن دردهند هلاك مي شود"

 

مثل ژاپني:"كار كه از كار گذشت فكر زن به كار مي افتد"

 

مثل انگليسي:"اگر راه رفتن غاز پابرهنه تاسف آوراست گريه زن هم تاسف آور است"

 

مثل يوگسلاوي:"زن گيسوي بلند دارد اما مغزش كوتاه است"

 

ضرب المثل هاي فوق كه از كشور هاي مختلف وجوتمع متعدد مي باشد همگي حكايت از منزلت اجتماعي پائيين زنان نسبت به مردان مي باشد.

2-خاور دور باستان:

در خاور دور باستان مي بينيم كه در چين ،خانواده وطبيعت، محور انديشه ومراسم اجتماعي هستند وپدران خانودها وسنت هاي خانوادگي مقدسند به بيان ديگر باز هم پدران خانواده ها از پايگاه اجتماعي بالاتري نسبت به مادران برخوردارند.

3-خاور نزديك با ستان:

در خاور نزديك باستان قوانين حمورابي همچون سنن بابلي ، مرد وزن را با چشم واحد ويكسان نمي نگرندوزن را نسبت به مرد فرودست وپائيين مي انگارند با اين توصيف قوانين حمورابي امتيازاتي به زن مي دهند.از قبيل پرداخت جهيزيه ،مهريه، ونفقه به زن.

يادآوري: مطالب فوق صرفا بيان موقعيت اجتماعي زنان در گذر تاريخ مي باشد  وجنبه داوري وارزشي از جانب نويسنده ندارد در مطالب بعدي وضعيت زنان را در تاريخ ايران، مسيحيت ،اسلام وعصر جديد نيزمورد بررسي قرار مي دهيم البته با استفاده از نظرات شما ونقد هاي خوبتان
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 11:45  توسط محمد  | 

سلام بر همه دوستان

باعرض تبريك به مناسبت ميلاد با سعادت پيامبر گرامي (حضرت محمد) (ص) وبا آروزي كاميابي  وموفقيت وسال خوشي براي همه دوستان خوب خودم وبا عرض معذرت از تاخيري كه در برگشتم بوجود آمده بود حضور خود را  در جمع شما  دوستان اعلام مي كنم اميدوارم در اين سال جديد با مطلب هاي جديد ونوتري پذيراي هم باشيم

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 10:55  توسط محمد  | 

سلام برهمه دوستان

با تشکر از همه دوستانی که محبت داشتند وبه ما سر می زدند وما را از نظرات ونقد های خوب خودشون بهره مند می نمودند.

به اطلاع دوستان خوب خودم می رسانم  با توجه به ایام آزمونهای کارشناسی،کارشناسی ارشد ودکتری برای مدت کوتاهی (تا بعد از آزمونها ) در خدمت شما نخواهیم بود.

در ضمن اگر دوستان پیامی داشته باشند سعی می کنم چند وقت یک بار دریافت نمایم

 البته اگه یک وقت سر کله ما پیدا شد ودر وبلاگتان هم نظری دادیم تعجب نکنید.

احتمالا زمان برگشتم از نیمه دوم اسفند ۸۵باشد

خداحافظ دوستان

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 23:28  توسط محمد  | 

 

تفاوت جنسیتی زن ومرد

يكي از مباحثي كه در بحث تفاوت زن ومرد بايد مورد توجه قرار گيرد رشد جنسيت مي باشد . منظور از رشد جنسيت اين هست كه دختر وپسر چگونه ازجنسيت خود اگاه مي شوند وچگونه به عنوان يك دختر يا يك پسر نقش خود را ايفا مي كنند.سه نظريه اصلي راجع به رشد جنسيت وجود دارد :

1-نظريه شناخت مبتني بر رشد.

2- نظريه ياد گيري اجتماعي.

3-نظريه روان كاوي.

در نظريه اول اعتقاد بر اين است كه كه جنسيت,مبتني بر جنس تناسلي وبنا برويژگي فيزيكي افراد است . كودكان يرخي از مسائل را براي هميشه ياد مي گيرند وبا آن رشدمي كنند ورشد آنها مستلزم ياد گيري تدريجي ديدگاه بزرگسلان است مثلا ياد مي گيرند كه آتش داغ وسوزنده است ويخ سرد است. به همين شكل نيز ياد مي گيرند كه دختر هستند يا پسر و همزمان با اين ياد گيري رشد مي كنند ومتناسب با رشدشان رفتار هاي زنانه يا مردانه از خود نشان مي دهندمثلا دختر يا پسر در سن 2الي 3 سالگي مي فهمند كه دختر يا پسر هستند در حالي كه در اين سن هنوز نمي فهمد كه جنسيت بر اساس عوامل فيزيكي است وهنوز هم نمي داند جنسيت تغيير ناپذير مي باشد ولي جنسيت خود را مي شناسد چون اموزش ديده است همان گونه كه راجع به چيز هاي خطر وبي خطر اموزش مي بيند. ولي همين فرد در سن شش سالگي مي داند كه جنسش دختر يا پسر هست ولي تغير هم نمي كند وبراي هميشه به اين عنوان شناخته خواهد شد بنا براين به تدريج رشد مي كند واطلاعات بيشتري نسبت به جنسيت خودش پيدا مي كند ورفتار خودش را با جنسيت خودش تنظيم مي كند زيرا از طرف والدين در قبال رفتارش تشويق مي شود.

معتقدان نظريه دوم بر آنند كه يادگيري نقش هاي جنسيتي ازطريق مشاهده وسپس از راه تقليد صورت مي گيرد. والدين نقش بسيار مهمي در اين باره دارند زيرا زمان زيادي را با فرزندان سپري مي كنند والدين وبزرگسالان ديگر در برخورد متقابل با زن ومرد ميان آنها فرق مي گذارند. كودك بر چسب "پسر"يا"دختر را متناسب بارفتاري كه پاداش مي گيرد مي اموزد وياد مي گيرد آن بر چسب را به خود هم بزند وبراي آن ارزش مثبت قائل شود. بنا براين نظريه هويت جنسيتي پس از جا افتادن رفتار مبتني بر نقش جنسيتي شكل مي گيرد واين در سن معيني رخ نمي دهد.

نظريه سوم يا همان نظريه روان كاوي مبتني بر اثار فرويد مي باشد كه معتقد است كه آگاهي كودك از رفتار ميان اندام تناسلي پسر ودختردر شكل گيري هويت جنسيتي او نقش اساسي دارد.اين اگاهي با عث رويا پردازي دختر يا پسر در باره جنس خود مي شود ودر نتيجه با الگو برداري وهم ذات پنداري با والدين خودنقش جنسيتي ودر نهايت هويت جنسيتي خود را مي شناسند وتعريف مي كنند.

نتيجه گيري اينكه:

هر سه نظريه به مفهوم هم ذات پنداري والگوبرداي از والدين مي پردازند.

هر سه نظريه معتقدند كه والدين تاثير مهمي بر كودك دارند.

حالا نظر شما در اين باره چيست ؟

به نظر شما نظريه دوم واول چه تفاوتي با هم دارند؟.

به نظر شما فيمينيست ها كدوم نظريه را قبول دارند؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 0:57  توسط محمد  |